برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٦٨ - نماز شب يك عبادت بزرگ روحانى
اما با اين سخنان رو برو شد:
اى محمّد! ما تو را براى اتمام حجت به اينجا خواندهايم. بگو ببينيم درد تو چيست و چه مىخواهى؟! پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود: خداوند مرا به سوى شما فرستاده و كتاب آسمانى بر من نازل كرده اگر آن را بپذيريد، در دنيا و آخرت به نفع شما خواهد بود و اگر نپذيريد صبر مىكنم تا خدا ميان من و شما داورى كند.
گفتند: بسيار خوب، حال كه چنين مىگويى هيچ شهرى تنگتر از شهر ما نيست (اطراف مكه را كوههاى نزديك به هم فرا گرفته) از پروردگارت بخواه اين كوهها را عقب بنشاند و نهرهاى آب همچون نهرهاى شام و عراق در اين سرزمين خشك و بىآب و علف جارى سازد.
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله با بىاعتنايى فرمود: من مأمور به اين كارها نيستم.
گفتند: پس قطعاتى از سنگهاى آسمانى را- آنگونه كه گمان مىكنى خدايت هر وقت بخواهد مىتواند بر سر ما بيفكند- بر ما فرود آر! فرمود: اين مربوط به خداست اگر بخواهد مىكند.
يكى از آن ميان صدا زد: ما با اين كارها نيز ايمان نمىآوريم، هنگامى ايمان خواهيم آورد كه خدا و فرشتگان را بياورى و در برابر ما قرار دهى! پيامبر (هنگامى كه اين لاطائلات را شنيد) از جا برخاست تا آن مجلس را ترك كند بعضى از آن گروه به دنبال حضرت حركت كردند و گفتند: اى محمّد! قوم تو هر پيشنهادى كردند قبول نكردى، به خدا سوگند هرگز به تو ايمان نخواهيم آورد تا به آسمان بالا روى، و چند نفر از ملائكه را پس از بازگشت با خود بياورى! و نامهاى در دست داشته باشى كه گواهى بر صدق دعوتت دهد! پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در حالى كه قلبش را هالهاى از اندوه و غم به خاطر جهل و لجاجت و استكبار اين قوم فرا گرفته بود از نزد آنها بازگشت ....
در اين هنگام اين آيات نازل شد و به گفتگوهاى آنها پاسخ داد».
تفسير:
پس از بيان عظمت و اعجاز قرآن در آيات گذشته در اينجا به قسمتى