برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٨٥ - نقش اسلام در احياى ارزش مقام زن
جبار مستكبرى تشبيه كرد كه درون قصرش خزيده و جز عده معدودى، راه به درون خانه او ندارند.
(آيه ٧٥)- دو مثال زنده براى مؤمن و كافر! در تعقيب آيات گذشته كه از ايمان و كفر و مؤمنان و مشركان سخن مىگفت در اين آيه و آيه بعد با ذكر دو مثال زنده و روشن، حال اين دو گروه را مشخص مىكند:
در نخستين مثال، «مشركان» را به برده مملوكى كه توانايى هيچ چيز را ندارد، و «مؤمنان» را به انسان غنى و بىنيازى كه از امكانات خود همگان را بهرهمند مىسازد تشبيه مىكند، و مىگويد: «خداوند مثالى زده: برده مملوكى را كه قادر بر هيچ چيز نيست»! (ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا عَبْداً مَمْلُوكاً لا يَقْدِرُ عَلى شَيْءٍ).
آرى! بنده بندگان خدا بودن، نتيجهاى جز اسارت و محدوديت از هر نظر نخواهد داشت.
و در مقابل آن انسان با ايمانى را مثل زده، مىفرمايد: «و كسى كه از جانب خويش به او رزق حسن (و انواع روزيها و مواهب پاكيزه) بخشيدهايم» (وَ مَنْ رَزَقْناهُ مِنَّا رِزْقاً حَسَناً).
«اين انسان (آزاده با داشتن امكانات فراوان) پنهان و آشكار از آنچه در اختيار دارد انفاق مىكند» (فَهُوَ يُنْفِقُ مِنْهُ سِرًّا وَ جَهْراً).
«آيا اين دو نفر يكسانند؟!» (هَلْ يَسْتَوُونَ). مسلما نه! بنابراين «همه حمد و ستايش مخصوص خداست» (الْحَمْدُ لِلَّهِ).
خداوندى كه بندهاش آزاده و پرقدرت و پربخشش است، نه از آن بتها كه بندگانشان آن چنان ناتوان و محدود و بىقدرت و اسيرند! «ولى اكثر آنها (مشركان) نمىدانند» (بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ).
(آيه ٧٦)- دگر بار مثال گوياى ديگرى براى بندگان بت، و مؤمنان راستين مىزند و آنها را به ترتيب به گنگ مادر زادى كه در عين حال برده و ناتوان است، و يك انسان آزاده گويا كه دائما به عدل و داد دعوت مىكند و بر صراط مستقيم قرار دارد تشبيه نموده، مىفرمايد: «و خداوند دو مرد را مثل زده: كه يكى از آنها گنگ