برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠ - فضيلت تلاوت اين سوره
«فرمود: از اين مقام و مرتبه، فرود آى» (قالَ فَاهْبِطْ مِنْها).
سپس سر چشمه اين سقوط و تنزّل را با اين جمله، براى او شرح مىدهد كه: «تو حق ندارى در اين مقام و مرتبه، راه تكبر، پيش گيرى» (فَما يَكُونُ لَكَ أَنْ تَتَكَبَّرَ فِيها).
و باز به عنوان تأكيد بيشتر، اضافه مىفرمايد: «بيرونرو كه از افراد پست و ذليل هستى» (فَاخْرُجْ إِنَّكَ مِنَ الصَّاغِرِينَ). يعنى، نه تنها با اين عمل بزرگ نشدى، بلكه به عكس به خوارى و پستى گراييدى.
از اين جمله به خوبى روشن مىشود كه تمام بدبختى شيطان، مولود تكبر او بود.
از امام صادق عليه السّلام نيز نقل شده كه فرمود: «اصول و ريشههاى كفر و عصيان، سه چيز است. حرص و تكبر و حسد، اما حرص سبب شد كه آدم از درخت ممنوع بخورد، و تكبر سبب شد كه ابليس از فرمان خدا سرپيچى كند، و حسد سبب شد كه يكى از فرزندان آدم ديگرى را به قتل رساند»!
(آيه ١٤)- اما داستان شيطان به همين جا پايان نيافت، او به هنگامى كه خود را مطرود دستگاه خداوند ديد، طغيان و لجاجت را بيشتر كرد و به جاى توبه و بازگشت به سوى خدا و اعتراف به اشتباه، تنها چيزى كه از خدا تقاضا كرد اين بود كه گفت: «خدايا! مرا تا پايان دنيا مهلت ده، و زنده بگذار» (قالَ أَنْظِرْنِي إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ).
(آيه ١٥)- اين تقاضاى او به اجابت رسيد و خداوند «فرمود: تو از مهلت داده شدگانى» (قالَ إِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرِينَ).
(آيه ١٦)- ولى او نمىخواست براى جبران گذشته زنده بماند و عمر طولانى كند، بلكه هدف خود را از اين عمر طولانى چنين «بيان كرد: اكنون كه مرا گمراه ساختى! بر سر راه مستقيم تو كمين مىكنم و آنها را از راه به در مىبرم» (قالَ فَبِما أَغْوَيْتَنِي لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقِيمَ). تا همانطور كه من گمراه شدم، آنها نيز به گمراهى بيفتند!
(آيه ١٧)- سپس شيطان، براى تأييد و تكميل گفتار خود، اضافه كرد كه نه