برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٤ - تقسيم ارزاق و تلاش براى زندگى!
نخست مىفرمايد: «چه كسى ستمكارتر است از آن كس كه بر خدا دروغ مىبندد» (وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللَّهِ كَذِباً).
يعنى نفى دعوت پيامبر راستين در واقع نفى سخنان خدا و آن را به دروغ نسبت دادن است، اصولا تكذيب پيامبر، تكذيب خداست.
سپس آينده شوم آنها را در قيامت چنين بيان مىكند كه: «آنها در آن روز به پيشگاه پروردگار (با تمامى اعمال و كردارشان) عرضه مىشوند» و در دادگاه عدل او حضور مىيابند (أُولئِكَ يُعْرَضُونَ عَلى رَبِّهِمْ).
«در اين هنگام شاهدان اعمال (گواهى مىدهند و) مىگويند: اينها همان كسانى هستند كه بر پروردگار بزرگ و مهربان و ولى نعمت خود دروغ بستند» (وَ يَقُولُ الْأَشْهادُ هؤُلاءِ الَّذِينَ كَذَبُوا عَلى رَبِّهِمْ).
سپس با صداى رسا مىگويند: «اى لعنت خدا بر ستمگران باد!» (أَلا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ)
(آيه ١٩)- اين آيه صفات اين ظالمان را در ضمن سه جمله بيان مىكند:
نخست مىگويد: «آنها كسانى هستند كه (مردم را با انواع وسائل) از راه خدا باز مىدارند» (الَّذِينَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ).
اين كار از طريق القاء شبهه، و زمانى از طريق تهديد، و گاهى تطميع، و مانند آن، صورت مىگيرد كه هدف همه آنها يكى است و آن بازداشتن از راه خداست.
ديگر اين كه: «آنها مخصوصا سعى دارند راه مستقيم الهى را كج و معوج نشان دهند» (وَ يَبْغُونَها عِوَجاً). يعنى با انواع تحريفها، كم و زياد كردن، تفسير به رأى و مخفى ساختن حقايق چنان مىكنند كه اين صراط مستقيم به صورت اصليش در نظرها جلوهگر نشود، تا مردم نتوانند از اين راه بروند.
و ديگر اين كه: «آنها به قيامت و روز رستاخيز ايمان ندارند» (وَ هُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ كافِرُونَ). و عدم ايمانشان به معاد سر چشمه ساير انحرافات و تبهكاريهاى آنان مىشود.
(آيه ٢٠)- ولى در اين آيه مىگويد: با اين همه «آنها هيچ گاه توانايى فرار در زمين را ندارند» تا از قلمرو قدرت پروردگار خارج شوند (أُولئِكَ لَمْ يَكُونُوا مُعْجِزِينَ