برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٠ - قوم ثمود به چه وسيله نابود شدند؟
بِرَبِّ الْعالَمِينَ).
(آيه ١٢٢)- «همان پروردگار موسى و هارون» (رَبِّ مُوسى وَ هارُونَ).
و اين چيزى بود كه به هيچ وجه براى فرعون و دستگاه او قابل پيش بينى نبود.
(آيه ١٢٣)- تهديدهاى بيهوده! هنگامى كه ضربه تازهاى با پيروزى موسى (ع) بر ساحران و ايمان آوردن آنها به موسى (ع) بر اركان قدرت فرعون فرود آمد، فرعون بسيار متوحش و دستپاچه شد، لذا بلافاصله دست به دو ابتكار زد:
نخست اتهامى كه شايد عوام پسند هم بود به ساحران بست، سپس با شديدترين تهديد آنها را مورد حمله قرار داد، ولى بر خلاف انتظار فرعون ساحران آنچنان مقاومتى در برابر اين دو صحنه از خود نشان دادند كه ضربه سومى بر پايههاى قدرت لرزان او فرود آمد.
چنانكه قرآن مىگويد: «فرعون به ساحران گفت: آيا پيش از اين كه به شما اجازه دهم به او (موسى) ايمان آورديد»؟! (قالَ فِرْعَوْنُ آمَنْتُمْ بِهِ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْ).
و اين بالاترين نوع استعمار است كه ملتى آنچنان برده و اسير گردند كه حتى حق فكر كردن و انديشيدن و ايمان قلبى به كسى يا مكتبى را نداشته باشند.
اين همان برنامهاى است كه در «استعمار نو» نيز دنبال مىشود.
سپس فرعون اضافه كرد: «اين توطئه و نقشهاى است كه شما در اين شهر (و ديار) كشيدهايد تا به وسيله آن اهل آن را بيرون كنيد» (إِنَّ هذا لَمَكْرٌ مَكَرْتُمُوهُ فِي الْمَدِينَةِ لِتُخْرِجُوا مِنْها أَهْلَها).
اين تهمت به قدرى بىاساس و رسوا بود كه جز عوام النّاس و افراد كاملا بىاطلاع نمىتوانستند آن را بپذيرند.
سپس فرعون بطور سر بسته اما شديد و محكم آنها را تهديد كرد و گفت: «اما به زودى خواهيد فهميد»! (فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ).
(آيه ١٢٤)- در اين آيه تهديد سر بستهاى را كه در جمله قبل به آن اشاره شد بطور وضوح بيان مىكند، مىگويد: «سوگند ياد مىكنم كه دستها و پاهاى شما را بطور مخالف (دست راست و پاى چپ و دست چپ و پاى راست را) قطع مىكنم