برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٤ - «اصحاب اعراف» چه كسانى هستند؟
رو برو شدند و اين پاسخ را از آنان شنيدند كه «گفتند: ما نه تنها مىدانيم صالح فرستاده خداست بلكه) ما به آنچه او مأموريت دارد، و دعوت به سوى آن مىكند، ايمان آوردهايم» (قالُوا إِنَّا بِما أُرْسِلَ بِهِ مُؤْمِنُونَ).
(آيه ٧٦)- «اين مغروران متكبر (دست از كار خود برنداشته و مجددا براى تضعيف روحيه جمعيت مؤمنان) گفتند: ما به آنچه شما ايمان آوردهايد كافريم» (قالَ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا إِنَّا بِالَّذِي آمَنْتُمْ بِهِ كافِرُونَ).
(آيه ٧٧)- هنگامى كه ثروتمندان متكبر و خودخواه از ايجاد تزلزل در پايههاى ايمان تودههاى مردم با ايمان مأيوس شدند، و از سوى ديگر مىديدند با وجود «ناقه» كه معجزه صالح محسوب مىشد، سمپاشيهاى آنها به جايى نمىرسد، تصميم به نابود كردن ناقه گرفتند، و قبل از هر چيز «آن را پى كردند و كشتند و از فرمان خدا سر برتافتند» (فَعَقَرُوا النَّاقَةَ وَ عَتَوْا عَنْ أَمْرِ رَبِّهِمْ).
و به اين نيز قناعت نكردند بلكه به سراغ صالح آمدند و صريحا به او «گفتند:
اى صالح! اگر تو فرستاده خدا هستى هر چه زودتر عذاب الهى را به سراغ ما بفرست» (وَ قالُوا يا صالِحُ ائْتِنا بِما تَعِدُنا إِنْ كُنْتَ مِنَ الْمُرْسَلِينَ).
اين سخن در حقيقت برپا ساختن يك نوع جنگ اعصاب در مقابل صالح و براى تضعيف روحيه «صالح» و مؤمنان بود.
(آيه ٧٨)- هنگامى كه آنها ستيزهجويى و طغيانگرى را به آخر رساندند و آخرين بارقه آمادگى ايمان را در وجود خود خاموش ساختند، مجازات الهى كه طبق قانون انتخاب اصلح و از ميان بردن موجودات فاسد و مفسد صورت مىگيرد به سراغ آنها آمد و «آن چنان زمين لرزهاى قصرها و خانههاى مستحكمشان را تكان داد و فرو ريخت (و زندگى پرزرق و برق آنها را در هم كوبيد) كه صبحگاهان تنها جسم بىجان آنها در خانههايشان باقى مانده بود» (فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دارِهِمْ جاثِمِينَ).
قوم ثمود به چه وسيله نابود شدند؟
از آيه فوق استفاده مىشود كه