برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٤٩ - فلسفه تحريم زنا
بخواهند: «كسانى را كه آنان مىخوانند، خودشان وسيلهاى (براى تقرّب) به پروردگارشان مىجويند» (أُولئِكَ الَّذِينَ يَدْعُونَ يَبْتَغُونَ إِلى رَبِّهِمُ الْوَسِيلَةَ).
«وسيلهاى هر چه نزديكتر» (أَيُّهُمْ أَقْرَبُ).
«و به رحمت او اميدوارند» (وَ يَرْجُونَ رَحْمَتَهُ).
«و از عذاب او مىترسند» (وَ يَخافُونَ عَذابَهُ).
«چرا كه عذاب پروردگارت (چنان شديد مىباشد كه) همواره درخور پرهيز و وحشت است» (إِنَّ عَذابَ رَبِّكَ كانَ مَحْذُوراً).
(آيه ٥٨)- تسليم بهانه جويان نشو! به دنبال بحثهايى كه با مشركان در زمينه توحيد و معاد در آيات گذشته خوانديم اين آيه آنها را با گفتار بيدار كنندهاى اندرز مىدهد و پايان و فناء اين دنيا را در مقابل ديدگان عقلشان مجسّم مىسازد تا بدانند اين سرا، سراى فانى است، و سراى بقا جاى ديگر است، و خود را براى مقابله با نتائج اعمالشان آماده سازند مىگويد: «و هيچ آبادى در روى زمين نيست مگر اين كه ما آن را قبل از روز قيامت هلاك مىكنيم، يا به عذاب شديدى گرفتارش مىسازيم» (وَ إِنْ مِنْ قَرْيَةٍ إِلَّا نَحْنُ مُهْلِكُوها قَبْلَ يَوْمِ الْقِيامَةِ أَوْ مُعَذِّبُوها عَذاباً شَدِيداً).
بدكاران ستمگر و طاغيان گردنكش را به وسيله عذاب نابود مىكنيم و ديگران را با مرگ طبيعى و يا حوادثى معمولى.
بالاخره اين جهان پايان مىگيرد و همه راه فنا را مىپيمايند «و اين (يك اصل مسلّم و قطعى است كه) در كتاب الهى [لوح محفوظ] ثبت است» (كانَ ذلِكَ فِي الْكِتابِ مَسْطُوراً).
(آيه ٥٩)- در اينجا اين ايراد براى مشركان باقى مىماند كه خوب ما بحثى نداريم ايمان بياوريم، اما به اين شرط كه پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله هر معجزهاى را كه ما پيشنهاد مىكنيم انجام دهد، و در واقع به بهانه جوييهاى ما تن در دهد.
قرآن در پاسخ آنها مىگويد: «هيچ چيز مانع ما نبود كه اين گونه معجزات را بفرستيم جز اين كه پيشينيان آن را تكذيب كردند» (وَ ما مَنَعَنا أَنْ نُرْسِلَ بِالْآياتِ إِلَّا أَنْ كَذَّبَ بِهَا الْأَوَّلُونَ).