برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٥٠ - فلسفه تحريم زنا
اشاره به اين كه: معجزاتى كه دليل صدق پيامبر است به قدر كافى فرستاده شده و اما معجزات اقتراحى و پيشنهادى شما، چيزى نيست كه با آن موافقت شود، چرا كه پس از مشاهده باز ايمان نخواهيد آورد، اگر بپرسند به چه دليل؟
در پاسخ گفته مىشود به دليل اين كه امتهاى گذشته كه آنها هم شرائطى كاملا مشابه شما داشتند نيز چنين پيشنهادهاى بهانه جويانهاى را كردند، بعدا هم ايمان نياوردند.
سپس قرآن روى يك نمونه روشن از اين مسأله انگشت گذارده، مىگويد:
«و ما به قوم ثمود ناقه داديم كه روشنگر بود» (وَ آتَيْنا ثَمُودَ النَّاقَةَ مُبْصِرَةً).
همان شترى كه به فرمان خدا از كوه سر برآورد، چرا كه تقاضاى چنين معجزهاى را كرده بودند، معجزهاى روشن و روشنگر! ولى با اين حال آنها ايمان نياوردند «پس به آن ناقه ستم كردند» و او را به قتل رساندند (فَظَلَمُوا بِها).
اصولا برنامه ما اين نيست كه هر كسى معجزهاى پيشنهاد كند پيامبر تسليم او گردد «و ما آيات و معجزات را جز براى تخويف مردم و اتمام حجت نمىفرستيم» (وَ ما نُرْسِلُ بِالْآياتِ إِلَّا تَخْوِيفاً).
(آيه ٦٠)- سپس پيامبرش را در برابر سرسختى و لجاجت دشمنان دلدارى داده، مىگويد: اگر آنها در مقابل سخنانت اين چنين لجاجت به خرج مىدهند و ايمان نمىآورند مطلب تازهاى نيست، «به خاطر بياور هنگامى را كه به تو گفتيم پروردگارت احاطه كامل بر مردم دارد» و از وضعشان كاملا آگاه است (وَ إِذْ قُلْنا لَكَ إِنَّ رَبَّكَ أَحاطَ بِالنَّاسِ).
هميشه در برابر دعوت پيامبران، گروهى پاكدل ايمان آوردهاند و گروهى متعصب و لجوج به بهانهجويى و كارشكنى و دشمنى برخاستهاند، در گذشته چنين بوده، امروز نيز چنين است.
سپس اضافه مىكند: «و ما آن رؤيايى را كه به تو نشان داديم فقط براى آزمايش مردم بود» (وَ ما جَعَلْنَا الرُّؤْيَا الَّتِي أَرَيْناكَ إِلَّا فِتْنَةً لِلنَّاسِ).