برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٧ - جمع ثروت تا چه اندازه «كنز» محسوب مىشود؟
گذشته خداوند گروهى از مؤمنان را سرزنش كرد.
به دنبال اين سخن بار ديگر مؤمنان را با لحنى تشويق آميز دعوت همه جانبه به سوى جهاد مىكند و مسامحه كنندگان را مورد سرزنش قرار مىدهد.
نخست مىگويد: «همگى به سوى ميدان جهاد حركت كنيد، خواه سبكبار باشيد يا سنگين بار» (انْفِرُوا خِفافاً وَ ثِقالًا).
سپس اضافه مىكند: «در راه خدا با اموال و جانها جهاد كنيد» (وَ جاهِدُوا بِأَمْوالِكُمْ وَ أَنْفُسِكُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ). يعنى جهادى همه جانبه و فراگير.
اما براى اين كه باز اشتباه براى كسى پيدا نشود كه اين فداكاريها به سود خداوند است مىگويد: «اين به نفع شماست اگر بدانيد» (ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ).
يعنى اگر بدانيد كه جهاد كليد سر بلندى و عزت و برطرف كننده ضعف و ذلت است.
و اگر بدانيد كه راه رسيدن به رضاى خدا و سعادت جاويدان و انواع نعمتها و مواهب الهى در اين نهضت مقدس عمومى و فداكارى همه جانبه است!
(آيه ٤٢)- سپس بحث را متوجه افراد تنبل و ضعيف الايمان كه براى سرباز زدن از حضور در اين ميدان بزرگ به انواع بهانهها متشبث مىشدند كرده، و با پيامبر صلّى اللّه عليه و آله چنين مىگويد: «اگر غنيمتى آماده و سفرى نزديك بود به خاطر رسيدن به متاع دنيا دعوت تو را اجابت مىكردند» و براى نشستن بر سر چنين سفره آمادهاى مىدويدند (لَوْ كانَ عَرَضاً قَرِيباً وَ سَفَراً قاصِداً لَاتَّبَعُوكَ).
«لكن اكنون كه راه بر آنها دور و پر مشقت است سستى مىورزند و بهانه مىآورند» (وَ لكِنْ بَعُدَتْ عَلَيْهِمُ الشُّقَّةُ).
عجب اين كه تنها به عذر و بهانه قناعت نمىكند بلكه: «به زودى نزد تو مىآيند و قسم ياد مىكنند كه اگر ما قدرت داشتيم با شما خارج مىشديم» (وَ سَيَحْلِفُونَ بِاللَّهِ لَوِ اسْتَطَعْنا لَخَرَجْنا مَعَكُمْ).
و اگر مىبينيد ما به اين ميدان نمىآييم بر اثر ناتوانى و گرفتارى و عدم قدرت است.