برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤١ - تقسيم ارزاق و تلاش براى زندگى!
جسمى و فكريتان) بخواهد شما را گمراه سازد، هرگز نصيحت من براى شما سودى نخواهد بخشيد هر چند بخواهم شما را نصيحت كنم» (وَ لا يَنْفَعُكُمْ نُصْحِي إِنْ أَرَدْتُ أَنْ أَنْصَحَ لَكُمْ إِنْ كانَ اللَّهُ يُرِيدُ أَنْ يُغْوِيَكُمْ).
چرا كه «او پروردگار شماست و به سوى او باز مىگرديد» و تمام هستى شما در قبضه قدرت اوست» (هُوَ رَبُّكُمْ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ).
(آيه ٣٥)- در اين آيه سخنى به عنوان يك جمله معترضه براى تأكيد بحثهايى كه در داستان نوح در آيات گذشته و آينده عنوان شده است مىگويد:
«دشمنان مىگويند اين مطلب را او (محمد صلّى اللّه عليه و آله) از پيش خود ساخته و به خدا نسبت داده است» (أَمْ يَقُولُونَ افْتَراهُ).
در پاسخ آنها «بگو: اگر من اينها را از پيش خود ساخته و به دروغ به خدا نسبت دادهام گناهش بر عهده من است» (قُلْ إِنِ افْتَرَيْتُهُ فَعَلَيَّ إِجْرامِي).
«ولى من از گناهان شما بيزارم» (وَ أَنَا بَرِيءٌ مِمَّا تُجْرِمُونَ).
(آيه ٣٦)- تصفيه شروع مىشود! آنچه در آيات قبل گذشت مرحله دعوت و تبليغ پىگير و مستمر نوح (ع) با نهايت جديت، و با استفاده از تمام وسائل بود.
در اينجا به مرحله دوم اين مبارزه اشاره شده مرحله پايان يافتن دوران تبليغ و آماده شدن براى تصفيه الهى! نخست مىخوانيم: «به نوح وحى شد كه جز افرادى كه از قومت به تو ايمان آوردهاند ديگر هيچ كس ايمان نخواهد آورد» (وَ أُوحِيَ إِلى نُوحٍ أَنَّهُ لَنْ يُؤْمِنَ مِنْ قَوْمِكَ إِلَّا مَنْ قَدْ آمَنَ).
اشاره به اين كه صفوف بكلى از هم جدا شده، و ديگر دعوت براى ايمان و اصلاح سودى ندارد، و بايد آماده تصفيه و انقلاب نهايى شود.
و در پايان آيه به نوح دلدارى داده، مىگويد: «اكنون كه چنين است از كارهايى كه اينها انجام مىدهند به هيچ وجه اندوهناك و محزون مباش» (فَلا تَبْتَئِسْ بِما كانُوا يَفْعَلُونَ).
ضمنا از اين آيه استفاده مىشود كه خداوند قسمتهايى از علم اسرار غيب را