برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٥١ - فضيلت تلاوت سوره
مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ).
و به آنها دستور مىدهد كه: مردم را انذار كنيد (و بگوييد:) معبودى جز من نيست» (أَنْ أَنْذِرُوا أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا أَنَا).
بنابراين، تنها «از (مخالفت دستور) من بپرهيزيد» و در برابر من احساس مسؤوليت كنيد (فَاتَّقُونِ).
منظور از «روح» در اين آيه وحى و قرآن و نبوت است كه مايه حيات و زندگى انسانهاست.
(آيه ٣)- در اينجا قرآن براى ريشه كن ساختن شرك و توجه به خداوند يكتا از دو راه وارد مىشود: نخست از طريق دلائل عقلى به وسيله نظام شگرف آفرينش و عظمت خلقت، و ديگر از طريق عاطفى و بيان نعمتهاى گوناگون خداوند نسبت به انسان و تحريك حسّ شكرگزارى او.
در آغاز مىگويد: «خداوند آسمانها و زمين را به حق آفريد» (خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بِالْحَقِّ).
حقانيت آسمانها و زمين هم از نظام عجيب و آفرينش منظم و حساب شده آن روشن است و هم از هدف و منافعى كه در آنها وجود دارد.
و به دنبال آن اضافه مىكند: «خدا برتر از آن است كه براى او شريك مىسازند» (تَعالى عَمَّا يُشْرِكُونَ).
آيا بتهايى كه آنها را شريك او قرار دادهاند هرگز قادر به چنين خلقتى هستند؟
و يا حتى مىتوانند پشه كوچك و يا ذره غبارى بيافرينند!
(آيه ٤)- بعد از اشاره به مسأله آفرينش آسمان و زمين و اسرار بىپايان آنها، سخن از خود انسان مىگويد، انسانى كه به خودش از هر كس ديگر نزديكتر است، مىفرمايد: «انسان را از نطفه بىارزشى آفريد، اما سر انجام به جايى رسيد كه موجودى (متفكر و فصيح و بليغ و) مدافع از خويشتن و سخنگوى آشكار شد» (خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ فَإِذا هُوَ خَصِيمٌ مُبِينٌ).
(آيه ٥)- پس از آفرينش انسان به نعمت مهم ديگرى يعنى خلقت