برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٠ - قوم ثمود به چه وسيله نابود شدند؟
و داورى كن، و مشكلات و گرفتاريهاى ما را برطرف ساز، و درهاى رحمتت را به سوى ما بگشا كه بهترين گشايندگانى» (رَبَّنَا افْتَحْ بَيْنَنا وَ بَيْنَ قَوْمِنا بِالْحَقِّ وَ أَنْتَ خَيْرُ الْفاتِحِينَ).
(آيه ٩٠)- در اين آيه از تبليغاتى كه مخالفان شعيب در برابر تابعان او مىكردند سخن به ميان آورده، مىگويد: «اشراف و متكبران خودخواهى كه از قوم شعيب راه كفر را پيش گرفته بودند (به كسانى كه احتمال مىدادند تحت تأثير دعوت شعيب واقع شوند) مىگفتند: اگر از شعيب پيروى كنيد بطور مسلّم از زيانكاران خواهيد بود» (وَ قالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ لَئِنِ اتَّبَعْتُمْ شُعَيْباً إِنَّكُمْ إِذاً لَخاسِرُونَ).
و منظورشان همان خسارتهاى مادى بود كه دامنگير مؤمنان به دعوت شعيب مىشد، زيرا آنها مسلما بازگشت به آيين بت پرستى نمىكردند، و بنابراين مىبايست به زور از آن شهر و ديار اخراج شوند و املاك و خانههاى خود را بگذارند و بروند.
(آيه ٩١)- هنگامى كه كارشان به اينجا رسيد و علاوه بر گمراهى خويش در گمراه ساختن ديگران نيز اصرار ورزيدند، و هيچ گونه اميدى به ايمان آوردن آنها نبود، مجازات الهى به حكم قانون قطع ريشه فساد به سراغ آنها آمد، «پس زلزله سخت و وحشتناكى آنها را فراگرفت، آنچنان كه صبحگاهان همگى به صورت اجساد بىجانى در درون خانههايشان افتاده بودند» (فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دارِهِمْ جاثِمِينَ).
(آيه ٩٢)- سپس ابعاد وحشتناك اين زلزله عجيب را با اين جمله تشريح كرده، مىگويد: «آنها كه شعيب را تكذيب كردند، آنچنان نابود شدند كه گويا هرگز در اين خانهها سكنى نداشتند»! (الَّذِينَ كَذَّبُوا شُعَيْباً كَأَنْ لَمْ يَغْنَوْا فِيهَا).
و در پايان آيه مىفرمايد: «آنها كه شعيب را تكذيب كردند، زيانكار بودند» نه مؤمنان (الَّذِينَ كَذَّبُوا شُعَيْباً كانُوا هُمُ الْخاسِرِينَ).
(آيه ٩٣)- در اين آيه آخرين گفتار شعيب را مىخوانيم كه: «او از قوم گنهكار