برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٩ - قوم ثمود به چه وسيله نابود شدند؟
الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا مِنْ قَوْمِهِ لَنُخْرِجَنَّكَ يا شُعَيْبُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَكَ مِنْ قَرْيَتِنا أَوْ لَتَعُودُنَّ فِي مِلَّتِنا) [١].
پاسخى كه شعيب در برابر اين همه تهديد و خشونت به آنها داد خيلى ساده و ملايم و منطقى بود، «گفت: آيا (مىخواهيد ما را به آيين خودتان بازگردانيد) اگر چه مايل نباشيم» (قالَ أَ وَ لَوْ كُنَّا كارِهِينَ).
(آيه ٨٩)- در اين آيه شعيب چنين ادامه مىدهد: «اگر ما به آيين بت پرستى شما باز گرديم، و بعد از آن كه خدا ما را نجات داده خود را به اين پرتگاه بيفكنيم، بر خدا افترا بستهايم» (قَدِ افْتَرَيْنا عَلَى اللَّهِ كَذِباً إِنْ عُدْنا فِي مِلَّتِكُمْ بَعْدَ إِذْ نَجَّانَا اللَّهُ مِنْها).
سپس اضافه مىكند: «ممكن نيست ما به آيين شما بازگرديم مگر اين كه خدا بخواهد» (وَ ما يَكُونُ لَنا أَنْ نَعُودَ فِيها إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ رَبُّنا).
و بلافاصله اضافه مىكند كه خداوند نيز چنين دستورى نخواهد داد، «چرا كه او از همه چيز آگاه است و به همه چيز احاطه علمى دارد» (وَسِعَ رَبُّنا كُلَّ شَيْءٍ عِلْماً).
بنابراين هرگز ممكن نيست او از دستورى كه داده باز گردد، زيرا كسى كه از دستورش برمىگردد، كه علمش محدود باشد و اشتباه كند و از دستور خود پشيمان گردد، اما آن كس كه احاطه علمى به همه چيز دارد، تجديد نظر براى او ممكن نيست.
سپس براى اين كه به آنها حالى كند از تهديدشان هراسى ندارد و محكم بر جاى خود ايستاده است، مىگويد: «توكل و تكيه ما تنها به خداست» (عَلَى اللَّهِ تَوَكَّلْنا).
و سر انجام براى اين كه حسن نيت خود را ثابت كند و چهره حقيقت طلبى و مسالمت جويى خويش را آشكار سازد، تا دشمنانش او را متهم به ماجراجويى و غوغا طلبى نكنند، مىگويد: «پروردگارا! ميان ما و جمعيت ما به حق حكم
[١] البته مخالفان تهديدهاى ديگرى نيز داشتهاند كه در ساير آيات مربوط به شعيب بحث خواهد شد.