برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٤٥ - فلسفه تحريم زنا
«معاد جسمانى» مىگفت كه اين جسم بعد از متلاشى شدن باز مىگردد، و گر نه هرگاه سخن تنها از معاد روحانى بود اين گونه ايرادهاى مخالفان به هيچ وجه معنى نداشت.
(آيه ٥٠)- قرآن در پاسخ آنها مىگويد: «بگو: (استخوان پوسيده و خاك شده كه سهل است) شما سنگ باشيد يا آهن» باز خدا قادر است لباس حيات در تنتان بپوشاند (قُلْ كُونُوا حِجارَةً أَوْ حَدِيداً).
(آيه ٥١)- «يا هر مخلوقى كه در نظر شما از آن هم سختتر است» و از حيات و زندگى دورتر مىباشد، باز خدا قادر است شما را به زندگى مجدّد بازگرداند (أَوْ خَلْقاً مِمَّا يَكْبُرُ فِي صُدُورِكُمْ).
دومين ايراد آنها اين بود كه مىگفتند: بسيار خوب اگر بپذيريم كه اين استخوانهاى پوسيده و متلاشى شده قابل بازگشت به حيات است چه كسى قدرت انجام اين كار را دارد، چرا كه اين تبديل را يك امر بسيار پيچيده و مشكل مىدانستند «پس آنها مىگويند: چه كسى ما را باز مىگرداند»؟ (فَسَيَقُولُونَ مَنْ يُعِيدُنا).
پاسخ اين سؤال را قرآن چنين مىگويد: «به آنها بگو: همان كسى كه شما را بار اول آفريد» (قُلِ الَّذِي فَطَرَكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ).
سر انجام به سومين ايراد آنها پرداخته، مىگويد: «پس آنها سر خود را از روى تعجب و انكار به سوى تو تكان مىدهند و مىگويند: چه زمانى اين معاد واقع مىشود»؟ (فَسَيُنْغِضُونَ إِلَيْكَ رُؤُسَهُمْ وَ يَقُولُونَ مَتى هُوَ).
آنها در حقيقت با اين ايراد خود مىخواستند اين مطلب را منعكس كنند كه به فرض اين ماده خاكى قابل تبديل به انسان باشد، و قدرت خدا را نيز قبول كنيم، اما اين يك وعده نسيه بيش نيست و معلوم نيست در چه زمانى واقع مىشود؟
قرآن در پاسخشان مىگويد: «به آنها بگو: شايد زمان آن نزديك باشد» (قُلْ عَسى أَنْ يَكُونَ قَرِيباً).
و البته نزديك است چرا كه مجموعه عمر اين جهان هرچه باشد در برابر زندگى بىپايان در سراى ديگر لحظه زود گذرى بيش نيست.