برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٥ - قوم ثمود به چه وسيله نابود شدند؟
انكار دعوت موسى (ع)، مقاومت به خرج دادند، «و گفتند: هرگاه آيتى براى ما بياورى كه بخواهى ما را با آن سحر كنى، ما به تو ايمان نخواهيم آورد» (وَ قالُوا مَهْما تَأْتِنا بِهِ مِنْ آيَةٍ لِتَسْحَرَنا بِها فَما نَحْنُ لَكَ بِمُؤْمِنِينَ).
(آيه ١٣٣)- ولى از آنجا كه خداوند بدون اتمام حجت كافى، هيچ جمعيتى را كيفر نمىدهد در اين آيه مىفرمايد كه ما چندين بلا بر آنها نازل كرديم شايد بيدار شوند، نخست «توفان را بر آنها فرستاديم» (فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمُ الطُّوفانَ).
سپس «ملخ را» بر زراعتها و درختان آنها، مسلط ساختيم (وَ الْجَرادَ).
هر بار كه بلايى فرا مىرسيد، دست به دامن موسى مىزدند، تا از خدا بخواهد رفع بلا كند، بعد از طوفان و ملخ خوارگى نيز همين تقاضا را كردند، و موسى (ع) پذيرفت و بلا برطرف شد، ولى باز دست از لجاجت خويش برنداشتند، بار سوم «قمّل را» را بر آنها مسلط ساختيم (وَ الْقُمَّلَ).
«الْقُمَّلَ» يك نوع آفت نباتى بود كه به غلات آنها افتاد، و همه را فاسد كرد.
هنگامى كه امواج اين بلا فرو نشست و باز ايمان نياوردند، بار ديگر خداوند، «نسل قورباغه را» آنچنان افزايش داد كه به صورت يك بلا زندگى آنها را فرا گرفت (وَ الضَّفادِعَ). ولى باز در برابر حق زانو نزدند و تسليم نشدند.
در اين هنگام خداوند «خون را» بر آنها مسلط ساخت (وَ الدَّمَ).
و در پايان مىفرمايد: «اين آيات و معجزات آشكار و نشانههاى حقانيت موسى كه از هم جدا بودند را به آنها نشان داديم، اما آنها در برابر آن تكبر ورزيدند و از قبول حق سر باز زدند و جمعيت مجرم و گنهكارى بودند» (آياتٍ مُفَصَّلاتٍ فَاسْتَكْبَرُوا وَ كانُوا قَوْماً مُجْرِمِينَ).
(آيه ١٣٤)- پيمان شكنيهاى مكرّر! در اين آيه واكنش فرعونيان در برابر بلاهاى آموزنده و بيدار كننده پروردگار بيان شده است.
نخست مىخوانيم: «هنگامى كه بلا بر آنها مسلط مىشد، مىگفتند: اى موسى، براى ما از خدايت بخواه تا به عهدى كه با تو كرده است وفا كند، و دعايت را در حق ما مستجاب نمايد» (وَ لَمَّا وَقَعَ عَلَيْهِمُ الرِّجْزُ قالُوا يا مُوسَى ادْعُ لَنا رَبَّكَ