برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٣ - تقسيم ارزاق و تلاش براى زندگى!
آن روز كه شما در ميان طوفان سرگردان خواهيد شد و سراسيمه به هر سو مىدويد و هيچ پناهگاهى نخواهيد داشت و از ميان امواج فرياد مىكشيد و التماس مىكنيد كه ما را نجات ده! آرى آن روز مؤمنان بر افكار شما و غفلت و جهل و بىخبرتيان مىخندند.
(آيه ٣٩)- «پس به زودى خواهيد دانست چه كسى عذاب خوار كننده به سراغ او خواهد آمد و مجازات جاودان دامنش را خواهد گرفت» (فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ مَنْ يَأْتِيهِ عَذابٌ يُخْزِيهِ وَ يَحِلُّ عَلَيْهِ عَذابٌ مُقِيمٌ).
در بعضى از روايات اسلامى آمده است كه مدت چهل سال قبل از ظهور طوفان يك نوع بيمارى به زنان قوم نوح دست داد كه ديگر از آنان بچهاى متولد نشد و اين در واقع مقدمهاى براى مجازات و عذاب آنان بود.
كشتى نوح- بدون شك كشتى نوح يك كشتى سادهاى نبود و ساخت آن با وسائل آن روز به آسانى و سهولت پايان نيافت، كشتى بزرگى بود كه علاوه بر مؤمنان راستين يك جفت از نسل هر حيوانى را در خود جاى مىداد و آذوقه فراوانى كه براى مدتها زندگى انسانها و حيوانهايى كه در آن جاى داشتند حمل مىكرد، چنين كشتى با چنان ظرفيت حتما در آن روز بىسابقه بوده است، به خصوص كه اين كشتى بايد از دريايى به وسعت اين جهان با امواجى كوه پيكر سالم بگذرد و نابود نشود، لذا در بعضى از روايات مفسرين مىخوانيم كه اين كشتى هزار و دويست ذراع طول و ششصد ذراع عرض داشت! (هر ذراع حدود نيم متر است).
(آيه ٤٠)- طوفان شروع مىشود! در آيات گذشته ديديم كه چگونه نوح و مؤمنان راستين دست به ساختن كشتى نجات زدند و تن به تمام مشكلات و سخريههاى اكثريت بىايمان مغرور دادند، و خود را براى طوفان آماده ساختند:
در اينجا سومين فراز اين سرگذشت يعنى چگونگى نزول عذاب را بر اين قوم ستمگر به طرز گويايى تشريح مىكند.
نخست مىگويد: اين وضع همچنان ادامه داشت «تا فرمان ما صادر شد (و طلايع عذاب آشكار گشت) و آب از درون تنور جوشيدن گرفت»! (حَتَّى إِذا جاءَ