برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٣٧ - محتواى سوره
مِنَ الْقانِطِينَ).
(آيه ٥٦)- ولى ابراهيم به زودى اين فكر را از آنها دور ساخت كه يأس و نوميدى از رحمت خدا بر او چيره شده باشد، بلكه تنها تعجبش روى حساب موازين طبيعى است، لذا با صراحت «گفت: و چه كسى از رحمت پروردگارش مأيوس مىشود جز گمراهان»؟! (قالَ وَ مَنْ يَقْنَطُ مِنْ رَحْمَةِ رَبِّهِ إِلَّا الضَّالُّونَ).
همان گمراهانى كه خدا را به درستى نشناخته و پى به قدرت بىپايانش نبردهاند، خدايى كه از ذرهاى خاك، انسانى چنين شگرف مىآفريند، و از نطفه ناچيزى فرزندى برومند به وجود مىآورد، و آتش سوزانى را به گلستانى تبديل مىكند، چه كسى مىتواند در قدرت چنين پروردگارى شك كند يا از رحمت او مأيوس گردد؟!
(آيه ٥٧)- ولى به هر حال ابراهيم (ع) پس از شنيدن اين بشارت، در اين انديشه فرو رفت كه اين فرشتگان با آن شرايط خاص، تنها براى بشارت فرزند نزد او نيامدهاند، حتما مأموريت مهمترى دارند و اين بشارت تنها گوشهاى از آن را تشكيل مىدهد، لذا در مقام سؤال برآمد و به آنها «گفت: مأموريت شما چيست اى فرستادگان خدا»؟ (قالَ فَما خَطْبُكُمْ أَيُّهَا الْمُرْسَلُونَ).
(آيه ٥٨)- «گفتند: ما به سوى يك قوم گنهكار فرستاده شدهايم» (قالُوا إِنَّا أُرْسِلْنا إِلى قَوْمٍ مُجْرِمِينَ).
(آيه ٥٩)- و از آنجا كه مىدانستند ابراهيم با آن حس كنجكاويش مخصوصا در زمينه اين گونه مسائل به اين مقدار پاسخ، قناعت نخواهد كرد، فورا اضافه كردند كه: اين قوم مجرم كسى جز قوم لوط نيست ما مأموريم اين آلودگان بىآزرم را درهم بكوبيم و نابود كنيم؛ «مگر خانواده لوط كه ما همه آنها را از آن مهلكه نجات خواهيم داد» (إِلَّا آلَ لُوطٍ إِنَّا لَمُنَجُّوهُمْ أَجْمَعِينَ).
(آيه ٦٠)- ولى از آنجا كه تعبير به «آل لوط» آن هم با تأكيد به «اجمعين» شامل همه خانواده او حتى همسر گمراهش كه با مشركان هماهنگ بود مىشد، و شايد ابراهيم نيز از اين ماجرا آگاه بود، بلافاصله او را استثناء كردند و گفتند: «بجز