برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٣٨ - محتواى سوره
همسرش كه ما مقدر ساختهايم از بازماندگان در شهر محكوم به فنا باشد» و نجات نيابد (إِلَّا امْرَأَتَهُ قَدَّرْنا إِنَّها لَمِنَ الْغابِرِينَ).
(آيه ٦١)- از اين آيه به بعد داستان خارج شدن فرشتگان از نزد ابراهيم و آمدن به ملاقات لوط را مىخوانيم، نخست مىگويد: «هنگامى كه فرستادگان خداوند نزد خاندان لوط آمدند» (فَلَمَّا جاءَ آلَ لُوطٍ الْمُرْسَلُونَ).
(آيه ٦٢)- لوط «به آنها گفت: شما افرادى ناشناختهايد» (قالَ إِنَّكُمْ قَوْمٌ مُنْكَرُونَ).
مفسران مىگويند: اين سخن را به اين جهت به آنها گفت كه آنان به صورت جوانانى خوش صورت و زيبا نزد او آمدند، از يك سو ميهمانند و محترم، و از سوى ديگر محيطى است ننگين و آلوده و پر از مشكلات.
(آيه ٦٣)- ولى فرشتگان، زياد او را در انتظار نگذاردند، با صراحت «گفتند:
ما چيزى را براى تو آوردهايم كه آنها در آن ترديد داشتند» (قالُوا بَلْ جِئْناكَ بِما كانُوا فِيهِ يَمْتَرُونَ). يعنى؛ مأمور مجازات دردناكى هستيم كه تو كرارا به آنها گوشزد كردهاى ولى هرگز آن را جدى تلقى نكردند؟
(آيه ٦٤)- سپس براى تأكيد گفتند: «ما واقعيت مسلّم و غير قابل ترديدى را براى تو آوردهايم» (وَ أَتَيْناكَ بِالْحَقِّ).
يعنى، عذاب حتمى و مجازات قطعى اين گروه بىايمان منحرف.
باز براى تأكيد بيشتر اضافه كردند: «ما مسلما راست مىگوييم» (وَ إِنَّا لَصادِقُونَ).
يعنى اين گروه تمام پلها را پشت سر خود خراب كردهاند و جايى براى شفاعت و گفتگو در مورد آنها باقى نمانده است، تا لوط حتى به فكر شفاعت نيفتد و بداند اينها ابدا شايستگى اين امر را ندارند.
(آيه ٦٥)- و از آنجا كه بايد گروه اندك مؤمنان (خانواده لوط بجز همسرش) از اين مهلكه جان به سلامت ببرند دستور لازم را به لوط چنين دادند: «تو شبانه (و اواخر شب هنگامى كه چشم مردم گنهكار در خواب است و يا مست شراب