برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠ - لباس در گذشته و حال
هَدى وَ فَرِيقاً حَقَّ عَلَيْهِمُ الضَّلالَةُ).
و براى اين كه كسى تصور نكند بدون جهت خداوند، طايفهاى را هدايت مىكند و جمع ديگرى را گمراه، در جمله بعد اضافه مىكند: «گروه گمراهان همانها بودند كه شياطين را اولياى خود انتخاب كرده بودند، و به جاى ولايت پروردگار ولايت شيطان را پذيرفتند» (إِنَّهُمُ اتَّخَذُوا الشَّياطِينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ اللَّهِ).
و عجب اين كه با تمام گمراهى و انحراف «چنين مىپنداشتند كه هدايت يافتگان واقعى آنها هستند» (وَ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ مُهْتَدُونَ).
اين حالت مخصوص كسانى است كه در طغيان و گناه فرو روند؛ و در اين حال درهاى هدايت بكلى به روى آنها مسدود خواهد شد، و اين همان چيزى است كه خودشان براى خويشتن فراهم ساختهاند.
(آيه ٣١)- در اين آيه به عنوان يك قانون هميشگى كه شامل تمام اعصار و قرون مىشود دستور مىدهد كه، «اى فرزندان آدم! زينت خود را به هنگام رفتن به مسجد با خود داشته باشيد» (يا بَنِي آدَمَ خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ).
اين جمله مىتواند هم اشاره به «زينتهاى جسمانى» باشد كه شامل پوشيدن لباسهاى مرتب و پاك و تميز، و شانه زدن موها، و به كار بردن عطر و مانند آن مىشود، و هم شامل «زينتهاى معنوى»، يعنى صفات انسانى و ملكات اخلاقى و پاكى نيت و اخلاص.
در جمله بعد اشاره به مواهب ديگر يعنى خوردنيها و آشاميدنيهاى پاك و پاكيزه مىكند، مىگويد از آنها «بخوريد و بنوشيد» (وَ كُلُوا وَ اشْرَبُوا).
اما چون طبع زياده طلب انسان، ممكن است از اين دو دستور سوء استفاده كند و به جاى استفاده عاقلانه و اعتدال آميز از پوشش و تغذيه صحيح، راه تجمل پرستى و اسراف و تبذير را پيش گيرد، بلافاصله اضافه مىكند: «ولى اسراف نكنيد كه خدا مسرفان را دوست نمىدارد» (وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ).
كلمه «اسراف» كلمه بسيار جامعى است كه هرگونه زيادهروى در كميت و كيفيت و بيهودهگرايى و اتلاف و مانند آن را شامل مىشود.