برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨ - لباس در گذشته و حال
مهم و آن اين كه اگر كسى بگويد: چگونه خداوند دادگر و مهربان دشمنى را با اين قدرت بر انسان مسلط ساخته، دشمنى كه هيچ گونه موازنه قوا با او ندارد، به هر كجا بخواهد مىرود، بدون اين كه كسى حضورش را احساس كند، حتى طبق بعضى از روايات در درون وجود انسان همچون جريان خون در رگها حركت مىكند! آيا اين با عدالت پروردگار سازگار است؟
آيه در پاسخ اين سؤال احتمالى، مىگويد: «ما شياطين را اولياء و سرپرستان افراد بىايمان قرار داديم» (إِنَّا جَعَلْنَا الشَّياطِينَ أَوْلِياءَ لِلَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ).
يعنى، تنها پس از موافقت خود انسان است كه شيطان مىتواند از مرزهاى روح او بگذرد.
(آيه ٢٨)- در اين آيه اشاره به يكى از وسوسههاى مهم شيطانى مىكند كه بر زبان جمعى از انسانهاى شيطان صفت نيز جارى مىشود و آن اين كه: «هنگامى كه عمل زشت و قبيحى را انجام مىدهند (اگر از دليل آن سؤال شود، در پاسخ) مىگويند: اين راه و رسمى است كه نياكان خود را بر آن يافتهايم خداوند هم ما را به آن دستور داده است» (وَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً قالُوا وَجَدْنا عَلَيْها آباءَنا وَ اللَّهُ أَمَرَنا بِها).
جالب اين كه قرآن در پاسخ آنها اعتنايى به دليل اول يعنى پيروى كوركورانه از نياكان نمىكند؛ و تنها به پاسخ دليل دوم قناعت كرده، مىگويد: «بگو: خداوند هرگز به كارهاى زشت و قبيح فرمان نمىدهد» زيرا حكم او از فرمان عقل جدا نيست (قُلْ إِنَّ اللَّهَ لا يَأْمُرُ بِالْفَحْشاءِ).
سپس با اين جمله آيه ختم مىشود كه: «آيا به خدا نسبتهايى مىدهيد كه نمىدانيد» (أَ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ).
منظور از «فاحِشَةً» در اينجا هر گونه كار زشت و قبيحى است كه مسأله «طواف عريان» و «پيروى از پيشوايان ظلم و ستم» از مصاديق روشن آن محسوب مىگردد.
(آيه ٢٩)- در اين آيه به اصول دستورات پروردگار در زمينه وظايف عملى در يك جمله كوتاه اشاره، شده و سپس اصول عقايد دينى يعنى، مبدء و معاد را بطور