برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٤ - قوم ثمود به چه وسيله نابود شدند؟
و مىگويد: «ما آل فرعون را به قحطى و خشكساليهاى متوالى و كمبود ميوهها گرفتار ساختيم، شايد متذكر گردند و بيدار شوند» (وَ لَقَدْ أَخَذْنا آلَ فِرْعَوْنَ بِالسِّنِينَ وَ نَقْصٍ مِنَ الثَّمَراتِ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ).
(آيه ١٣١)- اما به جاى اين كه «آل فرعون» از اين درسهاى الهى پند بگيرند، و از خواب خرگوشى بيدار شوند، از اين موقعيت سوء استفاده كرده و جريان حوادث را به ميل خود تفسير مىكردند، «پس هنگامى كه نيكى به آنها مىرسيد (و اوضاع بر وفق مراد آنها بود، و در آرامش و راحتى بودند) مىگفتند: اين وضع به خاطر لياقت ماست!» در حقيقت شايسته چنين موقعيتى بودهايم (فَإِذا جاءَتْهُمُ الْحَسَنَةُ قالُوا لَنا هذِهِ).
«اما هنگامى كه گرفتار بدى و بلا مىشدند (فورا به موسى و كسانى كه با او بودند، مىبستند و) مىگفتند: اين از شرّ قدم موسى و كسان اوست» (وَ إِنْ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ يَطَّيَّرُوا بِمُوسى وَ مَنْ مَعَهُ).
ولى قرآن در پاسخ آنها مىگويد: «بدانيد كه سر چشمه شوميها و ناراحتيهايى كه دامان آنها را مىگرفت، نزد پروردگار است (خدا مىخواسته است كه آنها را گرفتار نتيجه شوم اعمالشان بكند) ولى اكثر آنها نمىدانند» (أَلا إِنَّما طائِرُهُمْ عِنْدَ اللَّهِ وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ).
شايد هميشه در ميان انسانها و اقوام مختلف، فال نيك و بد رواج داشته است، اين دو گرچه اثر طبيعى ندارند، ولى بدون ترديد اثر روانى مىتوانند داشته باشند، فال نيك غالبا مايه اميدوارى و حركت است ولى فال بد موجب يأس و نوميدى و سستى و ناتوانى است.
شايد به خاطر همين موضع است كه در روايات اسلامى از فال نيك نهى نشده، اما فال بد به شدت محكوم گرديده است.
(آيه ١٣٢)- بلاهاى پىدرپى و رنگارنگ! در اين آيه، به مرحله ديگرى از بلاهاى پىدرپى و درسهاى بيدار كنندهاى كه خدا به قوم فرعون داد، اشاره شده است.
نخست به عنوان مقدمهاى براى نزول اين بلاها مىگويد: آنها همچنان در