برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٦٦ - چرا تنها زيتون و نخل و انگور؟!
«و آنچه را استهزاء مىكردند (از وعدههاى عذاب الهى) بر آنها وارد شد» (وَ حاقَ بِهِمْ ما كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ).
آيه فوق بار ديگر اين واقعيت را تأكيد مىكند كه اين اعمال انسان است كه دامان او را در اين جهان و آن جهان مىگيرد و در چهرههاى مختلف تجسم مىيابد و او را رنج و آزار و شكنجه مىدهد نه چيز ديگر.
(آيه ٣٥)- اين آيه به يكى از منطقهاى سست و بىاساس مشركان اشاره كرده، مىگويد: «و مشركان گفتند: اگر خدا مىخواست نه ما و نه نياكان ما هيچ چيز غير او را عبادت نمىكرديم» و به سراغ بتها نمىرفتيم (وَ قالَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا لَوْ شاءَ اللَّهُ ما عَبَدْنا مِنْ دُونِهِ مِنْ شَيْءٍ نَحْنُ وَ لا آباؤُنا).
«و چيزى را بدون اذن او تحريم نمىنموديم» (وَ لا حَرَّمْنا مِنْ دُونِهِ مِنْ شَيْءٍ).
اين جمله اشاره به قسمتى از چهارپايانى است كه مشركان در عصر جاهليت، از پيش خود تحريم كرده بودند. آنها مىخواستند چنين استدلال كنند كه اگر اعمال ما مورد رضاى خدا نيست پس چرا قبلا پيامبرانى نفرستاد و از همان روز اول به نياكان ما نگفت من به اين كار راضى نيستم اين سكوت او دليل بر رضاى اوست! لذا در پاسخ مىفرمايد: «پيشينيان آنها نيز همين كارها را انجام دادند (و به همين بهانهها متوسل شدند) ولى آيا پيامبران الهى وظيفهاى جز ابلاغ آشكار دارند؟» (كَذلِكَ فَعَلَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَهَلْ عَلَى الرُّسُلِ إِلَّا الْبَلاغُ الْمُبِينُ).
و اين چنين است راه و رسم همه رهبران راستين كه در اصل دعوت هرگز از سخنان دو پهلو استفاده نمىكنند، در بيان حقيقت چيزى فرو گذار نمىنمايند و تمام عواقب اين صراحت و قاطعيت را نيز به جان پذيرا هستند.
(آيه ٣٦)- به دنبال اعلام اين واقعيت كه وظيفه پيامبران تنها ابلاغ آشكار است، در اين آيه اشاره كوتاه و جامعى به وضع دعوت پيامبران كرده، مىگويد: «ما در هر امتى رسولى فرستاديم» (وَ لَقَدْ بَعَثْنا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولًا). كه دعوت ما را به گوش امتها برسانند.