برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٥ - محتوا و فضيلت اين سوره
(آيه ٤٨)- به دنبال تهديدهايى كه در آيات سابق راجع به عذاب و مجازات منكران حق ذكر شد در اين آيه از قول آنها چنين نقل مىكند كه از روى استهزاء و مسخره و انكار «مىگويند: اين وعدهاى كه در مورد نزول عذاب مىدهى اگر راست مىگويى چه موقع است»؟! (وَ يَقُولُونَ مَتى هذَا الْوَعْدُ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ).
آنها با اين تعبير مىخواستند بىاعتنايى كامل خود را به تهديدهاى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نشان دهند.
(آيه ٤٩)- مجازات الهى در دست من نيست! در برابر اين سؤال خداوند به پيامبرش دستور مىدهد كه از چند راه به آنها پاسخ گويد؛ نخست اين كه مىفرمايد:
«به آنها بگو: (وقت و موعد اين كار در اختيار من نيست) من مالك سود و زيانى براى خود نيستم (تا چه رسد براى شما) مگر آنچه خدا بخواهد و اراده كند» (قُلْ لا أَمْلِكُ لِنَفْسِي ضَرًّا وَ لا نَفْعاً إِلَّا ما شاءَ اللَّهُ).
من تنها پيامبر و فرستاده اويم، تعيين موعد نزول عذاب، تنها به دست اوست.
اين جمله در حقيقت اشاره به توحيد افعالى است كه در اين عالم همه چيز به خدا باز مىگردد، و هر كار از ناحيه اوست، اوست كه با حكمتش مؤمنان را پيروزى مىدهد و اوست كه با عدالتش منحرفان را مجازات مىكند.
بديهى است اين منافات با آن ندارد كه خداوند به ما نيروها و قدرتهايى داده است كه به وسيله آن مالك قسمتى از سود و زيان خويش هستيم و مىتوانيم در باره سرنوشت خويش تصميم بگيريم.
سپس قرآن به پاسخ ديگرى پرداخته، مىگويد: «هر قوم و جمعيتى زمان و اجل معينى دارند، به هنگامى كه اجل آنها فرا رسد نه ساعتى از آن تأخير خواهند كرد و نه ساعتى پيشى خواهند گرفت» (لِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ إِذا جاءَ أَجَلُهُمْ فَلا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ).
در واقع قرآن به مشركان اخطار مىكند كه بىجهت عجله نكنند، به هنگامى كه اجل آنها فرا برسد، لحظهاى اين عذاب تأخير و تقديم نخواهد داشت.