برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٧٠ - نماز شب يك عبادت بزرگ روحانى
خدا انسانى را به عنوان پيامبر برانگيخته»؟ (وَ ما مَنَعَ النَّاسَ أَنْ يُؤْمِنُوا إِذْ جاءَهُمُ الْهُدى إِلَّا أَنْ قالُوا أَ بَعَثَ اللَّهُ بَشَراً رَسُولًا).
آيا باور كردنى است كه اين مقام والا و بسيار مهم بر عهده انسانى گذارده شود؟
آيا نبايد اين رسالت عظيم را بر دوش نوع برترى همچون فرشتگان بگذارند، تا از عهده آن به خوبى برآيد، انسان خاكى كجا و رسالت الهى كجا؟ افلاكيان شايسته اين مقامند نه خاكيان! اين منطق سست و بىپايه مخصوص به يك گروه و دو گروه نبود، بلكه شايد اكثر افراد بىايمان در طول تاريخ در برابر پيامبران به آن توسل جستهاند.
(آيه ٩٥)- قرآن در يك جمله كوتاه و روشن پاسخ پرمعنايى به همه آنها داده مىگويد: «بگو: (حتى) اگر در روى زمين فرشتگانى (زندگى مىكردند، و) با آرامش گام برمىداشتند، ما از آسمان فرشتهاى را به عنوان رسول بر آنها نازل مىكرديم» (قُلْ لَوْ كانَ فِي الْأَرْضِ مَلائِكَةٌ يَمْشُونَ مُطْمَئِنِّينَ لَنَزَّلْنا عَلَيْهِمْ مِنَ السَّماءِ مَلَكاً رَسُولًا). يعنى همواره رهبر بايد از جنس پيروانش باشد، انسان براى انسانها و فرشته براى فرشتگان.
دليل اين همگونى رهبر و پيروان نيز روشن است، زيرا از يك سو مهمترين بخش تبليغى يك رهبر بخش عملى اوست. همان الگو بودن و اسوه بودن، و اين تنها در صورتى ممكن است كه داراى همان غرائز و احساسات، و همان ساختمان جسمى و روحى باشد.
از سوى ديگر رهبر بايد همه دردها، نيازها، و خواستههاى پيروان خود را به خوبى درك كند تا براى درمان و پاسخگويى به آن آماده باشد.
به همين دليل پيامبران از ميان تودههاى مردم برخاستهاند.
(آيه ٩٦)- در تعقيب بحثهاى گذشته كه در زمينه توحيد و نبوت، و گفتگو با مخالفان بود، در اينجا يك نوع اعلام ختم بحث در اين مرحله و نتيجه گيرى از آن مىباشد.
نخست مىگويد: اگر آنها دلائل روشن تو را در رابطه با توحيد و نبوت و معاد