برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٥ - جمع ثروت تا چه اندازه «كنز» محسوب مىشود؟
(فَتَرَبَّصُوا إِنَّا مَعَكُمْ مُتَرَبِّصُونَ).
شما در انتظار خوشبختى ما باشيد و ما هم در انتظار بدبختى شما نشستهايم!
(آيه ٥٣)- قرآن در اينجا به قسمتى ديگر از نشانههاى منافقان و نتيجه و سر انجام كار آنها اشاره كرده و روشن مىسازد كه چگونه اعمال آنها بىروح و بىاثر است و هيچ گونه بهرهاى از آن عايدشان نمىشود، و از آنجا كه در ميان اعمال نيك، انفاق در راه خدا و نماز (پيوند خلق با خالق) موقعيت خاصى دارد، مخصوصا انگشت روى اين دو قسمت گذارده است.
نخست مىگويد: اى پيامبر! «به آنها بگو: شما چه از روى اراده و اختيار در راه خدا انفاق كنيد و چه از روى كراهت و اجبار (و ملاحظات شخصى و اجتماعى) در هر حال از شما پذيرفته نخواهد شد» (قُلْ أَنْفِقُوا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً لَنْ يُتَقَبَّلَ مِنْكُمْ).
سپس به دليل آن اشاره كرده، مىفرمايد: «زيرا شما گروه فاسقى بوديد» (إِنَّكُمْ كُنْتُمْ قَوْماً فاسِقِينَ). نيتهايتان آلوده، و اعمالتان ناپاك، و قلبتان تاريك است، و خدا تنها عملى را مىپذيرد كه پاك باشد و از شخصى پاك و با تقوا سر زند.
(آيه ٥٤)- در اين آيه بار ديگر دليل عدم قبول انفاقات آنها را توضيح داده، مىگويد: «و هيچ چيز مانع قبول انفاقات آنها نشده جز اين كه آنها به خدا و پيامبرش كافر شدهاند» و هر عملى توأم با ايمان با خدا و توحيد نبوده باشد در پيشگاه خدا مقبول نيست (وَ ما مَنَعَهُمْ أَنْ تُقْبَلَ مِنْهُمْ نَفَقاتُهُمْ إِلَّا أَنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَ بِرَسُولِهِ).
پس از ذكر عدم قبول انفاقهاى مالى آنها به وضع عبادات آنان اشاره كرده مىگويد: «آنها نماز را به جا نمىآورند مگر از روى كسالت و با ناراحتى و سنگينى» (وَ لا يَأْتُونَ الصَّلاةَ إِلَّا وَ هُمْ كُسالى).
همان گونه كه «انفاق نمىكنند مگر از روى كراهت و اجبار» (وَ لا يُنْفِقُونَ إِلَّا وَ هُمْ كارِهُونَ).
در حقيقت به دو دليل انفاقهاى آنها پذيرفته نمىشود يكى به دليل آن كه از روى كفر و عدم ايمان سر مىزند، و ديگر اين كه از روى كراهت و اجبار است.