برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٣ - جمع ثروت تا چه اندازه «كنز» محسوب مىشود؟
تفسير:
منافقان بهانه تراش! شأن نزول فوق نشان مىدهد كه انسان هرگاه بخواهد شانه از زير بار مسؤوليتى خالى كند از هر وسيلهاى براى خود بهانه مىتراشد.
به هر حال قرآن در اينجا روى سخن را به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله كرده و در پاسخ اين گونه بهانه جويان رسوا مىگويد: «بعضى از آنها مىگويند به ما اجازه بده (كه از حضور در ميدان جهاد خوددارى كنيم) و ما را مفتون و فريفته (زنان و دختران زيبا روى رومى) مساز»! (وَ مِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ ائْذَنْ لِي وَ لا تَفْتِنِّي).
اصولا منافقان براى اغفال افراد با ايمان غالبا به يك سلسله موضوعات جزئى و ناچيز و گاهى مضحك متشبث مىشوند تا موضوعات مهم و كلى را ناديده بگيرند.
ولى به هر حال قرآن در پاسخ او مىگويد: «آگاه باشيد كه اينها هم اكنون در ميان فتنه و گناه و مخالفت فرمان خدا سقوط كردهاند و جهنم گرداگرد كافران را احاطه كرده است» (أَلا فِي الْفِتْنَةِ سَقَطُوا وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكافِرِينَ).
يعنى آنها به عذرهاى واهى و اين كه ممكن است بعدا آلوده به گناه بشوند هم اكنون در دل گناه قرار دارند و جهنم گرداگرد آنها را فرا گرفته است آنها فرمان صريح خدا و پيامبرش را در باره حركت به سوى جهاد زير پا مىگذارند مبادا به «شبهه شرعى» گرفتار شوند!
(آيه ٥٠)- در اين آيه به يكى ديگر از صفات منافقان و نشانههاى آنها اشاره شده است و بحثى را كه در آيات گذشته و آينده پيرامون نشانههاى منافقان مىباشد تكميل مىكند.
نخست مىگويد: «اگر نيكى به تو رسد آنها را ناراحت مىكند» (إِنْ تُصِبْكَ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ).
و اين ناراحتى دليل عداوت باطنى و فقدان ايمان آنهاست «ولى در مقابل اگر مصيبتى به تو برسد و گرفتار مشكلى شوى با خوشحالى مىگويند: ما از قبل (پيش بينى چنين مسائلى را مىكرديم، و) تصميم لازم را گرفتيم» و خود را از اين پرتگاه رهايى بخشيديم! (وَ إِنْ تُصِبْكَ مُصِيبَةٌ يَقُولُوا قَدْ أَخَذْنا أَمْرَنا مِنْ قَبْلُ).