برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٤ - بعلم باعورا دانشمند دنياپرست و منحرف
و افرادى كه سطح فكر و اخلاق آنها بسيار پايين است، رو برو مىشوند، از آنها دشنام مىشنوند، هدف تهمتشان قرار مىگيرند، سنگ در راهشان مىافكنند.
راه پيروزى بر اين مشكل گلاويز شدن با جاهلان نيست، بلكه بهترين راه تحمل و حوصله، ناديده گرفتن و نشنيده گرفتن اين گونه كارهاست، و تجربه نشان مىدهد براى بيدار ساختن جاهلان و خاموش كردن آتش خشم و حسد و تعصبشان، اين بهترين راه است.
(آيه ٢٠٠)- در اين آيه دستور ديگرى مىدهد كه در حقيقت چهارمين وظيفه رهبران و مبلغان را تشكيل مىدهد و آن اين كه بر سر راه آنها همواره وسوسههاى شيطانى در شكل مقام، مال، شهوت و امثال اينها خودنمايى مىكند.
قرآن دستور مىدهد كه: «و هرگاه وسوسهاى از شيطان به تو رسد، به خدا پناه بر؛ كه او شنونده و داناست»! (وَ إِمَّا يَنْزَغَنَّكَ مِنَ الشَّيْطانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ).
(آيه ٢٠١)- در اين آيه راه غلبه و پيروزى بر وسوسههاى شيطان را، به اين صورت بيان مىكند كه: «پرهيزكاران هنگامى كه وسوسههاى شيطانى، آنها را احاطه مىكند به ياد خدا (و نعمتهاى بىپايانش، به ياد عواقب شوم گناه و مجازات دردناك خدا) مىافتند، در اين هنگام (ابرهاى تيره و تار وسوسه از طرف قلب آنها كنار مىرود و) راه حق را به روشنى مىبينند و انتخاب مىكنند» (إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّيْطانِ تَذَكَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ).
اصولا هر كس در هر مرحلهاى از ايمان و در هر سن و سال گهگاه گرفتار وسوسههاى شيطانى مىگردد، و گاه در خود احساس مىكند كه نيروى محرك شديدى در درون جانش آشكار شده و او را به سوى گناه دعوت مىكند، اين وسوسهها و تحريكها، مسلما در سنين جوانى بيشتر است.
تنها راه نجات از آلودگى، نخست فراهم ساختن سرمايه «تقوا» است كه در آيه فوق به آن اشاره شده، و سپس «مراقبت» و سر انجام توجه به خويشتن و پناه بردن به خدا، ياد الطاف و نعمتهاى او، و مجازاتهاى دردناك خطاكاران است.