سيره اخلاقى تربيتى امام خمينى(ره) - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٢١
فطرت، حق را مىخواهد و خودش نمىفهمد. يكى از ادلّه محكم اثبات كمال مطلق، همين عشق بشر به كمال مطلق است؛ عشق فعلى دارد به يك كمال مطلق. عاشق فعلى بدون معشوق فعلى محالاست.» «١» ٢- گستره و اهميت تربيت از ديدگاه عارف كامل، همه عالم، نشانههاى خداوند است كه هر يك به نحوى انسان را به سوى كمال و تهذيب و تربيت، فرا مىخواند و از اتم تا كهكشان مىتواند براى او درسآموز و عبرتآميز باشد؛ چنان كه آفريننده جهان خود معلّم واقعى همگان است:
«الرَّحْمنُ عَلَّمَ الْقُرْآنَ خَلَقَ الْإِنسَانَ عَلَّمَهُ الْبَيَانَ» «٢» خداوند رحمان، قرآن را تعليم داد، انسان را آفريد، به او بيان آموخت.
با توجه به حقايق ياد شده، امام امّت مىفرمايد:
عالم، مدرسه است و معلمين اين مدرسه انبياء و اوليا هستند و مربى اين معلمين، خداى تبارك وتعالى است. خداى تبارك و تعالى تربيت كرده انبيا را و ارسال كرده آنها را براى تربيت و تعليم كافّه ناس؛ انبياى بزرگ اولوالعزم مبعوثند بر تمام بشر و سمت معلّمى و مربى دارند نسبت به تمام بشر و معلم آنها و مربى آنها حق تعالى است. آنها هم بعد از اينكه به تعليمات الهى تعليم شدند و تربيت پيدا كردند، مأمورند كه بشر را تربيت كنند.» «٣»