سيره اخلاقى تربيتى امام خمينى(ره) - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٢٣
تربيت نشديم و ما تزكيه نشديم ... ما اگر چنانچه خودمان را تربيت بكنيم، مشكلاتمان همه رفع مىشود. همه مشكلات از اين است كه ما [انسانها] تربيت نشدهايم، يك تربيت الهى و تحت بيرق اسلام در اسلام نيامديم! ... «١» همين طور شكوفايى، سرافرازى و استقلال مملكت را در سايه تربيت صحيح شهروندان مىداند و مىفرمايد:
مهار كنيد نفس خودتان را؛ اگر يك همچو تعليم و تربيتى در يك كشورى باشد، اين كشور مىتواند مستقل باشد، مىتواند آزاد باشد، اقتصادش را مىتواند تأمين كند، مىتواند فرهنگش را درست كند و مىتواند همه چيزش را اصلاح كند، يك همچو كشورى ديگر حكومتش نمىتواند معوج باشد، ارتشش نمىتواند زورگو باشد، ژاندارمرىاش نمىتواند تعدّى بكند، شهربانىاش نمىتواند خلاف بكند. «٢» ٣- هماهنگى تربيت با فطرت بر اساس ديدگاه توحيدى، هر انسانى با فطرتى پاك و خداخواه آفريده مىشود و اگر عوامل انحراف زاى برونى همچون محيط، تغذيه، تربيت و ... بر او اثر منفى نگذارند، فطرت، وجدان، عقل و دل، او را به سوى خوبىها و منبع خير و بركت- خدا- رهنمايى مىكنند.
قرآن مجيد در اين باره مىفرمايد:
«فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا ...» «٣»