سيره اخلاقى تربيتى امام خمينى(ره) - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٢٠٣
واقعى طرفدار قرآن را از اقصا نقاط عالم در خود جاى داده بود. نسبت به همه مهربان بود و غم و شادى آنان را سوگ و سرور خود مىدانست و به راستى او پدر همه مسلمانان آزاده بود. امام خود در اين باره مىفرمايد:
ما زجرمان، زجر اين ملّت است؛ من وقتى صورت اين مردهايى كه بچههايشان را كشتهاند، در ذهنم مىآيد، زجر مىبرم. من وقتى اين مادرى كه يقهاش را پاره مىكند در مقابل اين چيزها كه بياييد من را بكشيد، شما كه جوان من را كشتيد، اين زجر مىدهد ما را. «١» شهيد محلاتى، علاقه امام به مستضعفان را چنين توصيف مىكند:
در مدرسه رفاه يك روز فيلم كاخ و كوخ را نمايش دادند كه حلبىآباد و وضع بد زندگيها را نشان مىداد. امام بشدّت حالشان منقلب شد، همه را جمع كردند؛ شهيد بهشتى، آقاى هاشمى، بنده و سايرين را [و در حالى كه] بسيار عصبانى بودند، فرمودند: شما بايد ثروت اين شاه و ايادى رژيم را تبديل به خانه براى مستضعفين كنيد. «٢» آن بزرگوار به مجموعه ملّت به عنوان امّت اسلامى عشق مىورزيد و هرگز كينه آنان را به دل نمىگرفت و بجز مستكبران و مجرمان، همه را مورد عفو و اغماض قرار مىداد، حجة الاسلام رحيميان مىگويد:
در موارد متعددى، افرادى كه نسبت به امام توهين و بدگويى كرده و سپس پشيمان مىشدند و به وسيله نامه از امام درخواست عفو و بخشش مىكردند حضرت امام بدون استثنا و در تمام موارد مىفرمود: ايشان را