سيره اخلاقى تربيتى امام خمينى(ره) - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٣٤
است تنها اشكال منزل، اين بود كه ظاهرش سنگ شده بود ...! «١» حجة الاسلام ناصرى مىگويد:
حضرت امام اهميّت به نوع غذا نمىداد، ايشان خيلى علاقه به نان و پنير و چاى داشتند، كه اغلب خود امام سماور را روشن مىكردند و سحرى مىخوردند. آن شبى كه ما را از كويت برگرداندند به هتلى رفتيم در آنجا به امام اصرار كرديم كه اجازه بدهند، برايشان غذا بياوريم امّا ايشان قبول نكردند. «٢» ٤- دورى از تجمّل: برخى از انسانها خوشبختى را در تجمّلات و زرق و برق فراوان مىبينند. اينان در واقع اسير اداره اين گونه زندگيهاى سنگين مىشوند. به جاى آنكه زندگى وسيله سعادت و گذران چند روز عمرشان باشد، خود در دشوارى و پيچيدگى آن گرفتارند. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نيك بختى خانواده را در سبكى معيشت آنان مىداند و مىفرمايد:
«اذا ارادَ اللَّهُ بِاهْلِ بَيْتٍ خَيْراً، رَزَقَهُمُ الرِّفْقَ فِى الْمَعيشَةِ ...» «٣» آنگاه كه خداوند خير خانوادهاى را بخواهد، زندگى آسان را نصيب آنان نمايد.
رهبر كبير انقلاب اسلامى همواره از تجملات پرهيز مىكرد و آنچنان خود را تربيت كرده بود، كه تجملات بر روى او تأثير نداشت، او زيبايىاى را دوست مىداشت كه نشانگر زيبايى حق باشد و تجمل و پرستش ظواهر مادى كه موجب غفلت از خدا باشد نزد او منفور بود.
يكى از مسؤولان دفتر امام مىگويد: