سيره اخلاقى تربيتى امام خمينى(ره) - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٣٥
از كميته استقبال امام زنگ زدند كه براى ورود امام برنامههايى تنظيم شده، براى اينكه امام در جريان باشند، بعرضشان برسانيد: فرودگاه را فرش مىكنيم، چراغانى مىكنيم ... امام با قاطعيت فرمودند: برو به آقايان بگو مگر مىخواهيد كورش را وارد ايران كنيد! ابداً اين كارها لازم نيست. يك طلبه از ايران خارج شده و همان طلبه به ايران بازمىگردد «١» حجة الاسلام دعايى مىگويد:
امام در زندگى همواره ساده زيست كرد، ساده پوشيد، ساده خورد، از غداى چرب و نرم همواره پرهيز كرد، از خوراكيهاى مقوى دورى جست ... در رفت و آمدها پياده حركت مىكرد و عليرغم اصرار و فشار همه جانبه دوستان و ارادتمندان در نجف از گرفتن اتومبيل و رفت و آمد با ماشين خوددارى مىورزيد. با آنكه بسيارى از فداييان راه ايشان آماده بودند كه با دل و جان، ماشينى از غير وجوهات شرعيه به ايشان هديه نمايند «٢» ديگرى مىگويد:
امام و فرزندشان، شهيد حاج آقا مصطفى خودشان را به حد يك طلبه رسانده بودند. يعنى خانهشان خيلى قديمى بود و هيچ تشريفات و تشكيلاتى نداشت. در يك زمستانى ديوار اتاق طبقه دوم منزل امام فروريخت و ايشان راضى نشدند كه خانهشان را عوض كنند و باز آن ديوار را ساختند و در همانجا باقى ماندند. «٣» ٥- پرهيز از رفاه: زندگى پرهزينه و آكنده از تبذير و اسراف كه در جهت رفاهطلبى باشد؛ آفتى بزرگ براى فرد و جامعه است. رفاهگرايى موجب فراموشكردن خدا و آخرت بوده و سنگدلى و لذتجويى و عياشى را به دنبال