سيره اخلاقى تربيتى امام خمينى(ره) - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٥٩
هستند، عكسالعمل نشان ندادهام، كارى نكنيد كه من حرفى بزنم، جان آمريكايىها در خطر بيفتد! «١» امام در پى همين سياست عدم سازش، عمل انقلابى دانشجويان پيرو خط امام را در تسخير لانه جاسوسى امريكا تأييد كرد و آن را انقلاب دوم ناميد و با اين كار خود، به دنيا فهماند كه انقلاب اسلامى از مخالفان سرسخت استكبار جهانى و در رأس آن آمريكاى جانخوار است. حتى امام قاطعيت در برابر امريكا را تا آنجا ادامه داد كه اعلام كرد هيچ كس حق ندارد با نمايندگان امريكا- كه براى مذاكره درباره جاسوسان راهى ايران شده بودند- مذاكره كند.
و بدين وسيله- تا آنجا كه امكان داشت- امريكاى مغرور را تحقير كرد و از صولت و اعتبار جهانىاش كاست.
غربِ ملحد در داستان رسوايى سلمان رشدى مرتد نيز تلاش كرد كه با اهانت به مقدّسات اسلام، مسلمانان را تحقير كند و زهرچشمى نيز به انقلاب اسلامى نشان دهد، ولى امام آگاه و ژرفانديش، از موضع رهبرى جهان اسلام، با فتواى تاريخى خويش- مبنى بر واجب بودن قتل رشدى مرتد- آنها را براى هميشه از دست يازيدن به چنين طرفندهاى رسوا پشيمان ساخت و ثابت كرد كه خمينى، يعنى قهرمان شكستناپذير اسلام! بت شكن زمان پس از آگاهى از محتواى شركآلود كتاب رشدى مرتد، نظر خود را چنين اعلام داشت:
به اطلاع مسلمانان غيور سراسر جهان مىرسانم كه مؤلّف كتاب آيات شيطانى كه عليه اسلام و پيامبر و قرآن، تنظيم و نشر شده است، همچنين