سيره اخلاقى تربيتى امام خمينى(ره) - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٠٢
امام در طول مبارزات با سپردن خود به خدا، اين سخن پيامبر را در عمل به اثباترساند. ايشان خطاب به رژيم جلّاد شاه و سرسپردگان او فرمود:
من اكنون قلب خود را براى سرنيزههاى مأمورين شما حاضر كردهام، ولى براى قبول زورگويى و خضوع در مقابل جبّارى هاى شما حاضر نخواهم كرد. من به خواست خدا، احكام خدا را در هر موقع مناسبى بيان خواهم كرد و تا قلم در دست دارم كارهاى مخالف مصالح مملكت را برملا مىكنم. «١» حضرتامام، در ضمن سخنرانى تاريخى و مهمّى كه در سيزده خرداد سال چهل و دو ايراد فرمودند، از سرهنگ مولوى، رئيس ساواك تهران كه فرمانده كماندوهاى حملهكننده به مدرسه فيضيّه بود، با عنوان آن «مردك كه حالا اسم او را نمىبرم آنگاه كه دستور دادم گوش او را ببرند نام او را مىبرم.» ياد مىكند. دو روز بعد يعنى روز ١٥ خرداد كه ايشان را دستگير كردند و به زندان بردند در همان ساعت اوّل سرهنگ مولوى با همان ژست قلدر مآبانه گفت: آقا! تازگى دستور ندادهايد كه گوش كسى را ببرند؟! حضرت امام بعد از چند لحظه سكوت با حالتى آرام و محكم مىفرمايند: هنوز دير نشده است. «٢» ١- انقلاب اسلامى: امام با تكيه بر معارف اسلامى و توان ملت و رهبرى داهيانه خود، انقلابى را پىريزى كرد، كه از شگفتانگيزترين حوادث تاريخ اسلام به شمار مىآيد و رژيمى سلطنتى را ريشه كن نمود كه دو هزار و پانصد سال بر ايران حكومت كرده بود. ايشان كشتى انقلاب را همچون ناخدايى پرقدرت از امواج سهمگين و پرخطر با اتّكاى بر خدا به ساحل نجات