سيره اخلاقى تربيتى امام خمينى(ره) - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٥٠
حق نمىگفت و تمام توان خويش را براى نابودى باطل و احقاق حق خدا، اسلام و مردم به كار گرفته بود و با باطل- هر كه بود و هر چه بود- سرستيز داشت و يكى از علتهاى عزت او نيز همين بود.
٥- فضايل اخلاقى: علت پنجم عزّت نفس امام را در سجاياى اخلاقى او بايد جستجو كرد، بدين معنا كه برخى از زيباييهاى اخلاقى، عزت بخشاند و هر كس آنها را در درون خويش تقويت كند، عزّت مىيابد، رهبر باشد يا رعيّت، مرد باشد يا زن، غنى باشد يا فقي سيره اخلاقى تربيتى امام خمينى(ره) ١٥٧ امام خمينى به استوارى كوه ص : ١٥٤ ر و ... اين مطلب نيز در سخنان گهربار معصومين (ع) مورد اشاره قرار گرفته و اوصافى چون: شجاعت «١»، قناعت «٢»، صبر «٣»، انصاف «٤»، گذشت «٥»، فروخوردن خشم «٦»، دورىاز شرّ «٧» و ... مايه عزّت شمرده شده است و حضرت امام خمينى، همه اين اخلاق نيكو را در خويش داشت و هر يك از آنها بسان پلههاى نردبان، او را به اوج عزّت رسانده بود. در اينجا به نقل يك نمونه اكتفا مىكنيم:
امام، رضوان الله عليه، در مصرف و مخارج زندگى و خوراك و لباس خود و اهل خانه، كمال احتياط و قناعت را داشت، اگر چراغى بىجهت روشن بود، دستور مىداد خاموش كنند، لباسهاى او از يكى دو دست تجاوز نمىكرد، در خوراك نيز اهل قناعت بودند. «٨»