سيره اخلاقى تربيتى امام خمينى(ره) - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٦٢
است و آن مصلح جهانى به تبعيت از قرآن و اولياى گرامى اسلام، پيوسته صاحبان فضايل را تشويق و متربيان خويش را تكريم و احترام مىكرد و از اين رهگذر سبب سازندگى روحى و روى آوردن آنان به سوى نيكىها مىگشت و به ديگران نيز چنين سفارش مىكرد:
آنچه خوب است در راديو تلويزيون و مطبوعات باشد، آن است كه براى كشور اثرى داشته باشد؛ مثلا اگر زارعى خوب زراعت كرد و زراعتش خوب بود، شما اين شخص را به جاى مقامات كشور، در صفحه كشور، در صفحهاول بگذاريد و زيرش بنويسيد اين زارع چگونه بوده است. اين منتشر بشود، ويا كارمندى خوب كاركرد و يا اگر طبيبى عمل خوبى انجام داد، عكس او را در صفحه اول چاپ كنيد و بنويسيد كه اينعملش چطور بوده است. اين باعث تشويق اطبّا مىشود و بيشتر دنبال كار مىروند. يا مثلا اگر كسى كشفى كرد، بايد مفصل با عكس و مطلب باشد- يا اگر كسى سارقى را دستگير نمود و يا يك كشاورز يا هنرمند يا جراح- كه متأسفانه نه اسمشان است و نه عكسشان- در حالى كه اينها لايقند تا در روزنامهها مطرح شوند، خلاصه بايد اساس، تشويق اشخاصى باشد كه در اين كشور فعاليت مىكنند؛ اينها به اين كشور حق دارند، به اين روزنامهها حق دارند، به راديو تلويزيون حق دارند، ولى ماها نسبت به آنها حقّمان كم است. «١» ٤- تلقين و تكرار اين روش نيز در مكاتب تربيتى، از جمله قرآن مجيد، به كار رفته و حضرت امام نيز از آن سود جسته است و مفاهيم بلند اعتقادى و