سيره اخلاقى تربيتى امام خمينى(ره) - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٦٥
بيرون رفت، انسانى مىشود كه كار مىكند اما براى خدا؛ شمشير مىزند براى خدا؛ مقاتله مىكند براى خدا؛ قيامش براى خداست ... همين ادعيه و همين خطبههاى نهج البلاغه و همين مفاتيح الجنان و همين كتاب هايى كه ادعيه هستند، همه كمك انسانند براى اينكه او را آدم كنند، وقتى كه آدم شد، به همه اين مسائل عمل مىكند. «١» امام امت، ضمن اينكه خود از راه دعا به مقامات و معارف بلندى دست يافته بود و حتى آخرين ساعات عمر شريفش را نيز با عبادت و دعا و ذكر خدا سپرى كرد، چنين روشى را براى همه و در همه حال مفيد و مؤثر مىدانست و مىفرمود:
در هر حال، از خداى مهربان، در هر وقت خصوصا در خلوات، با تضرع و استكانت و عجز و مذلّت بخواه كه تو را هدايت كند به نور توحيد، قلب تو را منور كند به بارقه غيبى يك بينى و يك پرستى، تا از همه عالم وارهى و همه چيز را ناچيز دانى و با تضرع از آن ذات مقدس خواهش كن كه اعمال تو را خالص گرداند و تو را هدايت فرمايد به طريق خلوص و ارادت. «٢»