سيره اخلاقى تربيتى امام خمينى(ره) - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٩٩
با نگاهى ديگر به اين دو آيه، ارتباط متقابل امام و امت و يا رهبرى بر دلها را بخوبى مىتوان مشاهده كرد كه به شكل بىنظيرى تنها در رهبرى دينى تحقق يافته و بس، و نظير رابطه بين پيغمبر صلى الله عليه و آله و امت اسلام را تاريخ به ياد ندارد و به خود نخواهد ديد. عروة بن مسعود- نماينده مشركان قريش در صلح حديبيه- پس از ملاقات و مذاكره با رهبر اسلام، مشاهده كرد كه اصحاب آن حضرت اجازه نمىدهند كه زيادى آب وضويش بر زمين بريزد، بلكه آن را برمىگيرند و بدان تبرك مىجويند! از اين رو در مراجعت، به قريش گفت: من كبكبه و شوكت كسرى، قيصر و نجاشى را ديدهام، ولى به خدا سوگند! هيچ پادشاهى را نديدهام كه مانند محمد (ص) در ميان اصحابش چنان عزيز و خواستنى باشد كه مردم او را با هيچ چيز ديگر عوض نكنند! «١» امام خمينى، رهبرى مهربان امام امّت قدس سره رأفت و مهربانى را همراه رهبرى از جدّش- رسول اللّه صلى الله عليه و آله به ارث برده بود و ارتباط و علاقه ايشان با مردم، بسيار عاطفى بود و امت و امام از صميم دل همديگر را دوست مىداشتند؛ بلكه عاشق يكديگر بودند. آيت الله امامى كاشانى در اين باره مىگويد:
نكتهاى كه بايد عرض كنم عواطف عام امام است؛ اين را شايد خيلى چون دور هستند توجه نداشته باشند، ولى آنهايى كه با ايشان نزديك بودند، اين حقيقت را يافته بودند ... درمورد حضرت امام واقعاً اين طور است، ايشان در عين قاطعيت، در حدّ بالا مهربان و دلسوز هستند. «٢»