سيره اخلاقى تربيتى امام خمينى(ره) - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٥٥
١- روش عملى امام همانند سلف صالح خود- انبيا و اوليا و علماى ربانى- در درجه نخست، با اخلاق نيكو و اعمال صالح خود در مردم نفوذ كرد و اين سفارش امير مؤمنان صلوات الله عليه را به كار بست كه فرمود:
«مَنْ نَصَبَ نَفْسَهُ لِلنَّاسِ اماماً فَعَلَيْهِ انْ يَبْدَأَ بِتَعْليمِ نَفْسِهِ قَبْلَ تَعْليمِ غَيْرِهِ وَلْيَكُنْ تَأْديبُهُ بِسيرَتِهِ قَبْلَ تَأْديبِهِ بِلِسانِهِ ...» «١» هر كس پيشوايى مردم را به عهده مىگيرد، بايد پيش از تعليم ديگران، خود را تعليم دهد و سيره عملى او بايد قبل از زبانش مردم را تهذيب وتأديب كند.
امام امت با فراگيرى علوم اسلامى و فهم دقيق معارف الهى، به لبّ اسلام وافكار ناب آن راه پيدا كرد و عقايد خود را بر آن پايه، محكم و استوار نمود و آنگاه همهاعمال و كردار خود را بر آن عقايد منطبق نمود.
در انجام واجبات و مستحبات، جدّيت به خرج داد و تلاش كرد گرد هيچ گناهى- صغيره يا كبيره- نگردد و حتى الامكان از مكروهات نيز خوددارى ورزد. همچنين كوشيد تا همه رذايل اخلاقى را از دل و اعضاى خويش بزدايد و خود را به فضايل اخلاقى و آداب انسانى بيارايد و در يك كلمه؛ مسلمانى واقعى گردد. تقوا را رهتوشه خود سازد و در يك كلام عبد خدا گردد. سپس با چنين دستمايه عظيمى به تعليم و تربيت ديگران همت گمارد. او به درجهاى از ايمان و تقوا و خودسازى رسيده بود كه شخصيتى چون شهيد والامقام، استاد مطهرى دربارهاش گفته است: