سيره اخلاقى تربيتى امام خمينى(ره) - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٧٤
٢- در برابر مردم در نام و نشان، رفت و آمد اطرافيان، شعارها و اظهار ارادتها همواره خوف اين مىرود كه انسان خود را گُم كرده و در منجلاب هواهاى نفسانى فرو رفته و براى خويش امتيازى بالاتر از ديگران قائل شود؛ اما اين خوى ناپسند در صحيفه زندگى روح الله نقشى ندارد.
در يك بررسى اجمالى از نحوه گفتار و كردار امام در برخورد با اقشار مختلف، اين نكته به خوبى روشن مىگردد.
الف- پيشى گرفتن در سلام يكى از شاگردان حضرت امام مىگويد:
يك روز ... در حالى كه سرم پايين بود عبور مىكردم. ناگهان احساس كردم كسى به من سلام كرد وقتى سرم را بالا كردم، چشمم به سيماى مبارك امام افتاد، در يك لحظه سنگينى و فشار عجيبى در خود احساس كردم.
انگار زبانم بند آمده بود آخر او امام، مرجع تقليد، محبوب، مراد و ... مَنِ ناچيز، بچه طلبه هفده ساله! «١» ب- پذيرش ملاقاتها او نه تنها با زيادى دفعات ديدارها زبان اعتراض نمىگشود، بلكه گاه وضعيت سخت، و دشوارىِ محيط را نيز تحمّل نموده و آزرده خاطر