سيره اخلاقى تربيتى امام خمينى(ره) - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٩٧
خدمت امام رسيديم، حاج آقا مهدى [شاهآبادى] به امام عرض كرد فلانى از همدان آمده، اهل مبارزه است، ارادت به شما دارد، الان در قم منزل برادرش است، از اين شخص ديدن كنيد. امام فرمود: حالم مساعد نيست آقاى شاهآبادى اصرار كردند. امام فرمود: اينكه گفتم حالم مساعد نيست، چون تب دارم البته آنقدر تب ندارم كه نتوانم به منزل آن آقا بروم ... ولى چون نمىتوانم قصد قربت كنم بعد از اينكه شما گفتيد اين آقا چنين كرده و به شما ارادتمند است، به اين جهت نمىآيم. «١» ج- در مبارزه و انقلاب اسلامى تنها آرمان ايشان پياده شدن حكومت اللّه و اجراى كامل برنامههاى اسلام و قرآن بود و تا آخر در اين راه ايستاد. امام در نخستين گام مبارزه و اولين اعلاميهاى كه صادر كرد آيه شريفه ذيل را مبناى راه و روش خود قرار داد: «٢» «قُلْ انَّما اعِظُكُمْ بِواحِدَةٍ انْ تَقُومُوا لِلَّهِ ...» «٣» بگو: تنها پند من اين است كه براى خدا قيام كنيد.
در اوايل مبارزات كه اعلاميههاى متعدد، يكى پس از ديگرى از ايشان صادر مىشد، يكى از علماى تهران پيامى براى ايشان به قم فرستاد كه چون حضرتعالى در عداد مراجع هستيد زيبنده شما نيست كه زياد اعلاميه بدهيد.
امام فرمودند:
سلام مرا به ايشان برسانيد و بگوييد من نمىخواهم مرجع بشوم مىخواهم به وظيفهام عمل كنم. «٤»