سيره اخلاقى تربيتى امام خمينى(ره) - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٤٨
الهى قرار نگيرد، بى سواد است و گمراه، گر چه علومى را نيز آموخته باشد يا ادعاى تهذيب و تربيت نيز بكند. ايشان با طرح آيه ٢٥٧ سوره بقره مىفرمايد:
دو گروهند مردم؛ يك گروه مؤمن هستند كه تحت تربيت انبياء واقع شدهاند، بهواسطه تربيت انبيا از همه ظلمتها و از همه گرفتارىها و از همه تاريكىها خارج شدند آنها، به واسطه تعليمات انبيا وارد شدند در نور، در كمال مطلق ... [گروه دوم] آنهايى كه كافر هستند، آنها اولياءشان خدا نيست و طاغوت است وطاغوت، كفار را از نور خارج مىكند و به همه ظلمتها واصل مىكند. معيار مؤمن و غير مؤمن به حسب اين آيه شريفه اين است؛ مؤمن حقيقى آن طور تبعيت از انبيا كرده است و آن طور تحت تربيت انبيا واقع شده است كه از همه ظلمتها و از همه نقصها بيرون آمده است و به نور رسيده است ومربى او و ولى او هم خداى تبارك وتعالى است و مربيان به واسطه هم انبيا هستند، يعنى اينها تربيت شدههاى خدا هستند و آمدهاند كه ماها را، همه بشر را تربيت كنند و اگر چنانچه ما در تحت تربيت آنها واقع بشويم، از آن علومى كه آنها براى بشر آوردهاند ما استفاده كنيم و از آن تعليماتى كه كردهاند، ما بهره برداريم، ما در صراط مستقيم واقع مىشويم و هدايت به نور مىشويم، هدايت به خداى تبارك و تعالى مىشويم كه آن نور مطلق است. «١» همچنين امام راحل (ره) با استفاده از آيه دوم سوره جمعه، ضمن تأكيد بر اهميت تعليم و تربيت اسلامى، مىفرمايد: