سيره اخلاقى تربيتى امام خمينى(ره) - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٥٢
و استاد در برنامه امام، نبود. با شاگردان مىنشست. جلسه مىگذاشت، گاهى رياست جلسه، با يكى از شاگردانش بود. مىخواهم بگويم: بزرگى روح امام تا اين حد بود. «١» چنين كارى براى بال و پر دادن به شاگردان و عزت بخشى بدانان، صورت مىگرفت؛ چنانكه از هر گونه حركتى كه به شكلى عزّت آنان را زير سؤال مىبرد، جلوگيرى مىكرد. حجة الاسلام عميد زنجانى در اين باره مىگويد:
امام دوست داشت، طلاب، عفيف و با عزت نفس باشند؛ گاه اتفاق مىافتاد بعضى از آقايان طلاب مىآمدند و اظهار احتياج مىكردند. امام برخورد ملاطفتآميزى نداشت؛ يعنى خوشش نمىآمد طلبهاى اظهار نياز كند ...
دوست داشت همه [هيچ يك از] طلاب و علما، نيازشان را به كسى اظهار نكنند و آن حالت توكّل و عزّتنفس خودشان را حفظ كنند. «٢» روح عزتمند و عزت بخش امام، حتى كوچكترين، بىحرمتى نسبت به مراجع را برنمىتابيد و با تدبير و درايت، كوشش مىكرد، عزت و جايگاه والاى مرجعيت، همچنان محفوظ بماند:
در زمان مرحوم آية الله حكيم، عارف- رئيس جمهور وقت عراق- قصد داشت به نجف بيايد و براى تحقير آية الله حكيم، با دو تن از مراجع ديگر، در حرم امام على عليه السلام، ملاقات كند. آية اللّه خويى پذيرفته بود كه با عارف ملاقات كند به شرط اينكه امام هم بپذيرد. من اين موضوع را با امام در ميان نهادم، لبخندى زد و فرمود: من با اينها ملاقات نكرده و نمىكنم.