سيره اخلاقى تربيتى امام خمينى(ره) - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٢
ب- اخلاق «خَلق» و «خُلق» در اصل به يك معناست گرچه خَلق به شكل ظاهرىِ انسان- كه با چشم قابل مشاهده است- گفته مىشود و خُلق به توانايىها و فضيلتهاى ناپيدايى كه با بينش و بصيرت قابل درك است، اختصاص دارد. خُلق مرادف خُلُق نيز هست و بر عادت، سجيت و سرشت نيز اطلاق مىشود و جمع آن «اخلاق» است و علم اخلاق يكى از شاخههاى «حكمت عملى» است كه به آن «حكمت خُلقيه» نيز مىگويند. «١» ج- تربيت تربيت كه هم معنى واژه «پرورش» در زبان فارسى است، به معناى تغذيه، رشد، تهذيب، تأديب و سياست و ترقى و برترى هم آمده و در اصطلاح علماى تعليم وتربيت نيز تعاريف گوناگونى دارد كه به دو نمونه آن بسنده مىكنيم؛ - تربيت عبارت است از پرورش دادن، يعنى استعدادهاى درونى اى كه بالقوه در يك شىء موجود است، به فعليت درآوردن و پروردن.» «٢» - تربيت عبارت از فراهم كردن زمينهها و عوامل، براى به فعليت رساندن و شكوفا نمودن استعدادهاى انسان در جهت مطلوب. «٣» واژه «تزكيه» نيز مشابه واژه تربيت است و هر دو درقرآن مجيد به كار رفته استجز اينكه تزكيه در مورد پرورش روح و تهذيب و تنزيه آن از