سيره اخلاقى تربيتى امام خمينى(ره) - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٦٣
توصيههاى اخلاقى به طور مكرر در بيان و بيانيههاى ايشان تكرار مىشد.
همچنين بر كارايى و به كارگيرى روش فوق تصريح كرده، مىفرمايد:
كتابهايى كه براى انسان سازى آمده است مثل قرآن كريم وكتاب هايى كه در اخلاق نوشته مىشود و مقصود ساختن يك انسان است و ساختن يك جامعه است، به حسب اهميت، هر موضوعى در آنها تكرار شده است. تكرار در قرآن مجيد زياد است و بعضىها خيال مىكنند كه اين تكرار چرا؟ و حال اينكه لازم است. يكى از چيزهايى كه براى ساختن انسان مفيد است، تلقين است، انسان خودش هم اگر بخواهد ساخته بشود، بايد آن مسائلى كه مربوط به ساختن خودش است، تلقين كند به خودش، تكرار كند. يك مطلبى كه بايد در نفس تأثير بكند، با تلقينات و تكرارها بيشتر در نفس انسان نقش پيدا مىكند. نكته تكرار ادعيه و تكرار نماز در هر روز چندين دفعه و هميشه اين است كه انسان با گفتن و شنيدن، خود انسان قرائت مىكند و مىشنود و اين آياتى كه سازنده است مثل سوره مباركه «حمد» كه يك درسى سازنده است، انسان بايد اينها را تكرار كند و تلقين كند و نفس را حاضر كند براى شنيدن. انسان خودش كه يك مطلبى مىگويد، سامع يك دفعه مىشنود و در قلبش هم وارد مىشود لكن گوينده، اول در قلبش نقش مىبندد، بعد او را مىگويد و بعد مىشنود و بعد باز در قلبش وارد مىشود.
تلقين از امورى است كه لازم است. اينكه من در بعضى از مسائل، براى دوستان دائما يك مطلب را تلقين مىكنم و اظهار مىكنم، براى اين است كه مطلب مهم است ساختن يك جامعه است، ساختن يك ملت است و تا ساخته نشود يك ملت و يك جامعه، نمىتواند به آن مقاصد عاليهاى كه دارد برسد و لهذا مسائل مهم را بايد تكرار بكنند، گويندگان تكرار بكنند و