سيره اخلاقى تربيتى امام خمينى(ره) - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٢١٨
رهبران راستين او بوده است. پس سزاوار اين بود كه تكيه كلام امام در سخنرانيها و پيامها، خدا، پيامبر، ائمه، قرآن و اسلام باشد و عمرى را در راه نشر آيين جاويد خدا صرف كند و دَيْن خويش را در گفتار و كردار، بدانان ادا كند و اين، بهترين سپاسى بود كه به پيشگاه خدا و پيامبر و اسلام، مىشود تقديم كرد. به عنوان مشتى از خروار، در پيامى به مناسبت فتح خرمشهر فرمود:
... سپاس بىحد بر خداوند قادر كه كشور اسلامى و رزمندگان متعهد و فداكار آن را مورد عنايت و حمايت خويش قرار داد و نصر بزرگ خود را نصيب ما فرمود «١» ب- قدردانى از مردم درست است كه همه نعمتها از آن خداست و منعم واقعى اوست، ولى خود خدا از بندگانش خواسته است كه واسطههاى نعمت را نيز، سپاس گويند. چنانكه در مورد پدر و مادر فرمود:
«... انِ اشْكُرْلى وَ لِوالِدَيْكَ» «٢» سپاس من و پدر و مادرت را به جاى آر.
هر چند سپاس از آفريده، سپاس از آفريدگار نيز هست و در طول آن قرار دارد، ولىتشكّر مستقيم از مردم به قدرى اهميت دارد كه حضرت رضا عليه السلام فرمود: