سيره اخلاقى تربيتى امام خمينى(ره) - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٥٦
- رژيم پهلوى: شاه و نوكران دست نشانده او، در نخستين روزهاى ورود امام به ميدان مبارزه تلاش كردند او را به سازش بكشانند و از باب «علاج واقعه قبل از وقوع بايد كرد.» از شروع انقلاب جلوگيرى كنند. امّا هر چه در اين راه بيشتر كوشيدند، نتيجه معكوس گرفتند و رهبر كبير انقلاب اسلامى را قاطعتر يافتند؛ بطور مثال:
شاه در شب پانزدهم خرداد ٤٢ امام را دستگير و تا دوازدهم مرداد همان سال زندانى كرد و پس از جنايت وحشتناك پانزدهم خرداد و ضرب شست نشان دادن به امام و امّت، ابلهانه گمان كرد كه رهبر و ملّت را به سازش و عقبنشينى كشانده است، و در پى اين خيال خام در تاريخ دوازدهم مرداد امام را به ظاهر آزاد كرد و طى اعلاميهاى اعلام داشت: «طبق اطلاع رسمى كه از سازمان اطلاعات و امنيت كشور واصل گرديده است چون بين مقامات انتظامى و حضرات آقايان خمينى و ... تفاهمى حاصل شد كه در امور سياسى دخالت نخواهند كرد و از اين تفاهم، اطمينان كامل حاصل شده است كه آقايان بر خلاف مصالح و انتظامات كشور، عملى انجام نخواهند داد، عَلى هذا آقايان به منازل خصوصى منتقل شدند.» «١» پس از آن، امام خمينى را تا تاريخ هيجدهم فروردين ٤٣ در قيطريه تهران تحت نظر نگاه داشت و شب آن روز آزاد و به قم منتقل كرد و در همان روز در روزنامه اطلاعات، نوشتند كه ميان دولت و روحانيت تفاهم حاصل شده و روحانيون- كه منظور امام است- با انقلاب سفيد شاه موافقند. ولى حضرت امام طى سخنرانىاى كه در روز جمعه ٢١ فروردين ٤٣ ايراد فرمود، به اين