سيره اخلاقى تربيتى امام خمينى(ره) - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٧٨
او در منزل، همبازى بچهها بود، على نوه امام، گاهى سراغ ايشان رفته مىگويد: تو بچه شو و من آقا مىشوم، امام مىفرمود: خيلى خوب، باشد «١» مادر على مىگويد:
گاهى على به آقا مىگفت: شما بنشينيد من شما را حمام كنم، آنوقت ايشان مىنشستند و على سر و صورت ايشان را مىشست، دستش را به ديوار مىكشيد كه مثلًا صابون است بعد به سر و صورت آقا مىماليد. من به على مىگفتم با اين كارت آقا را اذيت مىكنى و آقا مىفرمود: نه اذيت نمىكند، بگذاريد كارش را بكند. «٢» ٤- در سنگر علم و دانش تواضع امام در سنگر علم و دانش را در سه قسمت بررسى مىنماييم:
الف- پرهيز از شخصيت سازى از عواملى كه جامه عزت و بزرگى به امام بزرگوار پوشاند، تواضع او بود وگرنه اوخود با اينكه از استوانههاى حوزه علميه به شمار مىرفت هيچ گاه به دنبال اسم و رسم و پُست و مقام نبود. او خود در اين باره مىگويد:
خدا گواه است من براى رسيدن به مرجعيت حتى يك قدم برنداشتهام، ولى اگر بهسراغم آمد از پذيرفتن آن باكى ندارم. «٣» ب- تواضع در برابر بزرگان و اساتيد:
آيةالله جعفرسبحانى از شاگردان امام مىگويد: