سيره اخلاقى تربيتى امام خمينى(ره) - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٨٣
با نگاهى به زندگى آن بزرگوار درمىيابيم كه او در تمام مراحل مبارزه و انقلاب و در همه فراز و نشيبهاى جنگ و پيروزى، در مسائل سياسى و اجتماعى، در حوزه و مقام ارجمند مرجعيت و رهبرى و ... اعتماد به نفس داشت و پس از شناخت حق و تصميمگيرى، سيره اخلاقى تربيتى امام خمينى(ره) ١٨٩ شخصيت مستقل امام ص : ١٨٢ تحت تأثير هيچ كس و هيچ چيز قرار نمىگرفت. در اينجا شمّهاى از اين بعد شخصيت امام را با هم مىخوانيم:
الف- قبل از پيروزى شرايط سخت و خفقانزاى دوران ستمشاهى، بارقه اميد را در دلها كُشته و گردِ يأس و نوميدى را بر آنها پاشيده بود، هيچ كس به اميد پيروزى چشم ندوخته بود و همه مرعوب تبليغات يا شكنجه وكشتار شاه شده بودند.
امام راحل- رحمة الله عليه- از آن دوران، چنين ياد مىكند:
... اوضاع مثل امروز نبود، هر كس صد در صد معتقد به مبارزه نبود، زير فشارها و تهديدهاى مقدس نماها از ميدان به در مىرفت. ترويج تفكّر «شاه سايه خداست» و يا «با گوشت و پوست نمىتوان در مقابل توپ و تانك ايستاد» و اينكه ما «مكلّف به جهاد و مبارزه نيستيم» و يا «جواب خون مقتولين را چه كسى مىدهد؟» و از همه شكنندهتر، شعار گمراهكننده «حكومت قبل از ظهور امامِ زمان عليه السلام باطل است» و هزاران «ان قلت» ديگر، مشكلات بزرگ و جانفرسايى بودند كه نمىشد با نصيحت و مبارزه منفى و تبليغات، جلوى آنها را گرفت. «١» در چنين دورانى، امام، با توكل بر خدا و اعتماد بنفس، دامن همّت به