سيره اخلاقى تربيتى امام خمينى(ره) - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٩٥
افراد مواعظ ايشان آنقدر جايگير مىشد و در روحشان قرار مىگرفت؛ مثل اينكه هميشه نصبالعين آنهاست ... اثرش در روح مستمعين آنقدر زياد بود كه چهرههاى آقايان طلّاب پس از استماع مواعظ ايشان متغيّر مىگشت. «١» حضرت امام مقيد بودند اخلاص را به مراتب مختلفهاش در خودشان به وجود بياورند كه آورده بودند. اخلاص در عمل، در گفتار و ... كه آنهم مولود اخلاص در تفكر است. ايشان فكرشان و تشخيصشان الهى شده بود. «٢» ٣- اخلاص در عمل اخلاص در واقع تصفيه خانهاى است كه تمام اعمال انسان بايد از آن بگذرد، تا مورد قبول و رضايت حق قرار گيرد. در حديثى قدسى آمده است:
«مَنْ اشْرَكَ مَعِىَ غَيْرى فى عَمَلِهِ، لَمْاقْبَلْهُ الّا ما كانَ خالِصاً» «٣» هر كس ديگرىرا در عمل خود با من شريك قرار دهد، منآن عمل را قبول نمىكنم، مگر آنچه كه خالص باشد.
امام (ره) وجود مبارك خود را به ياد خدا آراسته بود. خدا همه چيز او و قلبش مالامال ازمحبت او بود.
اينك به نمونههايى از اخلاص آن امام راحل (ره) در مقام عمل توجه كنيد.
الف- در زمينه تحصيل علم و دانش از همان ابتدا نشان داد كه براى انجام تكليف و وظيفه الهى درس مىخواند و هدف او مقام و منصب مرجعيت نيست.
حضرت امام عمل به تكليف را وظيفه خود مىدانست و بشدّت از اقدام